چرا خدا کنار انسان موجودی به نام جن آفریده است؟

باشگاه خبرنگاران جوان - جن از مرموزترین مخلوقات عالم است، موجودی که بسیاری تنها نامش را شنیدهاند. اما قرآن، فراتر از رازآلود بودن این مخلوق، به یک پرسش اساسی پاسخ میدهد، چرا خدا جن را کنار انسان آفرید و هدف از آفرینش او چیست؟
آیات پایانی سوره ذاریات و آغاز سوره طور، که در صفحه ۵۲۳ قرآن کریم قرار دارد، از همین سنت تکرارشونده سخن میگویند؛ سنتی که از نگاه تفسیر المیزان، نشان میدهد مشکل اصلی مخالفان انبیا، ناآگاهی نبود، بلکه روحیه طغیان و استکبار بود. در ادامه نیز خداوند با سوگندهای پیاپی، قطعی بودن قیامت و مجازات منکران را یادآور میشود.
اتهامی که همه پیامبران شنیدند
سوره ذاریات با بیان یک حقیقت تاریخی آغاز این بخش میفرماید که «کَذَلِکَ مَا أَتَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ»؛ هیچ پیامبری به سراغ امتهای گذشته نرفت مگر اینکه او را ساحر یا دیوانه خواندند. این تعبیر، حکایت از یک رفتار هماهنگ تاریخی دارد، نه اینکه اقوام مختلف با یکدیگر قرار قبلی داشته باشند. قرآن بلافاصله میپرسد که «أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ»؛ آیا این سخن را به یکدیگر سفارش کرده بودند؟ نه، بلکه آنان مردمی طغیانگر بودند.
از نگاه المیزان، ریشه این اتهامها در روحیه طغیان است. انسانی که در برابر حقیقت سر تسلیم ندارد، برای فرار از پذیرش آن، شخصیت آورنده پیام را تخریب میکند. بنابراین، جنگ اصلی همیشه جنگ استدلال نبوده، بلکه نبرد میان حق و روحیه استکبار بوده است.
گاهی بهترین پاسخ، روی گرداندن از لجاجت است
پس از بیان این حقیقت، خداوند به پیامبر (ص) دستور میدهد که «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنْتَ بِمَلُومٍ»؛ از آنان روی برگردان که تو سرزنش نخواهی شد. این رویگردانی به معنای تعطیل کردن دعوت نیست، بلکه کناره گرفتن از مجادله بیثمر با کسانی است که تصمیم قطعی بر انکار گرفتهاند. در مقابل، مأموریت اصلی همچنان ادامه دارد «وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَی تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ» تذکر بده، زیرا یادآوری برای مؤمنان سودمند است. این آیات نشان میدهد که دعوت الهی باید مخاطبشناسانه باشد؛ انرژی دعوت نباید صرف لجوجان شود، بلکه دلهای آماده، از تذکر بهره میبرند.
هدف از آفرینش جنیان و البته انسان
یکی از مشهورترین آیات قرآن در همین بخش آمده است «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ». آنها فقط برای عبادت آفریده شدهاند. مقصود از عبادت، صرف انجام اعمال ظاهری نیست، بلکه حقیقت بندگی و حرکت انسان به سوی کمال و معرفت الهی است. خداوند نیز هیچ نیازی به بندگان ندارد؛ چنانکه میفرماید که «مَا أُرِیدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ... إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ». در حقیقت، همه عبادتها به سود خود انسان است و نه برای رفع نیازی از خداوند. پایان سوره نیز با هشدار به ستمگران همراه است که آنان نیز بهرهای از عذاب خواهند داشت و نباید برای عذاب الهی شتاب کنند.
آغاز سوره طور؛ سوگندهایی برای اثبات یک حقیقت بزرگ
سوره طور با مجموعهای از سوگندهای پرمعنا آغاز میشود، «وَالطُّورِ * وَکِتَابٍ مَسْطُورٍ * فِی رَقٍّ مَنْشُورٍ * وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ * وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ * وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ». المیزان بیان میکند که همه این سوگندها مقدمه یک نتیجه مهم هستند؛ «إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ لَوَاقِعٌ * مَا لَهُ مِنْ دَافِعٍ»؛ عذاب پروردگارت قطعاً واقعشدنی است و هیچ مانعی در برابر آن وجود ندارد.
این سوگندها هر یک نشانهای از قدرت، نظم و تدبیر الهیاند؛ از کوه طور که یادآور نزول وحی بر حضرت موسی (ع) است تا بیتالمعمور، آسمان برافراشته و دریای مملو از قدرت الهی. همه این نشانهها گواه آناند که همان خدایی که چنین نظام عظیمی را آفریده، بر برپایی قیامت نیز تواناست.
روزی که همه تکیهگاهها فرو میریزد
آیات بعدی صحنهای از قیامت را ترسیم میکند؛ «یَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْرًا * وَتَسِیرُ الْجِبَالُ سَیْرًا»؛ روزی که آسمان به شدت به حرکت درمیآید و کوهها از جای خود کنده میشوند. پس از این دگرگونی عظیم، هشدار سنگینی خطاب به تکذیبکنندگان مطرح میشود «فَوَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ»؛ وای بر تکذیبکنندگان؛ همان کسانی که «فِی خَوْضٍ یَلْعَبُونَ»، عمر خود را در سرگرمی و بیاعتنایی به حقیقت گذراندند. سرانجام، آنان با شدت به سوی آتش رانده میشوند و به آنان گفته میشود: «هَذِهِ النَّارُ الَّتِی کُنْتُمْ بِهَا تُکَذِّبُونَ»؛ این همان آتشی است که آن را انکار میکردید. قرآن با لحنی کوبنده میپرسد: «أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنْتُمْ لَا تُبْصِرُونَ»؛ آیا این هم جادوست یا اکنون نیز حقیقت را نمیبینید؟
این پرسش پاسخی به همان اتهام تاریخی «ساحر» است؛ کسانی که پیامبران را ساحر میخواندند، در قیامت با واقعیتی روبهرو میشوند که دیگر راهی برای انکار آن باقی نمانده است. بدین ترتیب، پایان سوره ذاریات و آغاز سوره طور، پیوندی روشن میان تاریخ انکار حق، فلسفه آفرینش انسان و قطعیت حسابرسی الهی برقرار میکند، پیوندی که هشدار میدهد طغیان، سرانجامی جز رویارویی با حقیقت تغییرناپذیر قیامت ندارد.
منبع: فارس
12294718
مهمترین اخبار وبگردی











