اشک تمساح سیاستمدار انگلیسی برای یک گوشه از ایران

باشگاه خبرنگاران جوان - «روسها سرچشمه رودخانهها را جزء خاک خود ثبت کردند تا هر وقت اراده کردند آب را از دههای ایران قطع کنند و در نتیجه محصول خراسان را تباه کنند.» این اعترافِ سیاستمدار بریتانیایی، پرده از فاجعهای برمیدارد که طی آن با امضای معاهده مرزی میان ایران و روسیه حیاتیترین منابع آبی و خاک شمال شرق ایران قربانی مطامع استعماری شد.
«دولت علیه ایران متعهد میشود به هیچ وجه نگذارد در امتداد رود و انهار، قراء جدیدی تأسیس شود و بیش از مقدار لازم آب استعمال کنند!»
این مفاد از فصل چهارم قرارداد آخال در ۲۱ آذر ۱۲۶۰ شمسی است؛ برههای که پس از سقوط قلعه «گوگتپه» به دست ژنرال «اسکوبلف»، تزارها نه تنها مرزهای خراسان را تغییر دادند، بلکه حتی سرچشمه رودخانههایی، چون فیروزه را به کنترل خود درآوردند تا هر زمان اراده کردند، آب را به روی کشاورزان ایرانی ببندند.
در برههای در عصر قاجار بحرانهای مدیریتی و فشارهای همهجانبه خارجی، راه را برای دستاندازی روسها به خاک و منابع کشور باز کرد. در روابط ایران و روسیه در سالهای ۱۲۱۳ تا ۱۲۷۴ شمسی، دستگاه ادارهکننده کشور در چنبره رقابت سنگین استعماری میان دو قدرت بزرگ آن دوران یعنی روسیه تزاری و امپراتوری بریتانیا قرار گرفته بود.
روسها پس از تحمیل عهدنامه ترکمانچای و تثبیت اقتدار خود در قفقاز، ظاهری دوستانه به خود گرفتند، اما با تمام توان از امکانات مادی و معنوی ایران برای پیشبرد منافع خود در برابر بریتانیا استفاده کردند.
تزارها برای آنکه ذهن دربار تهران را از پیشرویهای خود در نواحی شمال شرقی و حوضه جیحون منحرف کنند، محمدشاه قاجار را پیوسته به لشکرکشی به سوی هرات و سرکوب امرای افغان تشویق میکردند؛ راهبردی که از یک سو نیروهای نظامی ایران را در افغانستان زمینگیر میکرد و از سوی دیگر بستر را برای اهداف استعماری آنها هموار میساخت.
در جریان لشکرکشی قوای ایران به هرات، کاپیتان ویتکویچ، مأمور روسی، نقشهای برای همکاری با نیروی ایران طراحی کرد.
مأموران روسی حتی پیشنویس قراردادی را تنظیم کردند که بر اساس آن، شاه ایران ولایت هرات را به سردار قندهار میبخشید و در عوض، سردار قندهار متعهد میشد ۱۲ هزار سوار و ۱۲ عراده توپ به هزینه دولت ایران در هرات نگه دارد؛ قراردادی که سفیر کبیر روسیه در آن ضمانت کرده بود اگر شاه قاجار تعلل کند، روسیه او را وادار به اجرای تعهدات خواهد کرد؛ بندی که پرده از مداخله آشکار بیگانگان در تصمیمات کشور برمیداشت.
با روی کار آمدن ناصرالدینشاه و تلاش دربار برای جلب حمایت دول اروپایی جهت لغو عهدنامه ترکمانچای، روسیه فشار نظامی خود را در مرزهای شمال شرقی دوچندان کرد.
شکست محمدامینخان، پادشاه محلی خوارزم، از سپاه ایران راه را برای پیشروی قزاقهای روس باز کرد. از سال ۱۲۲۷ خورشیدی، سپاهیان روسیه به تدریج مناطق آرال، سمرقند، تاشکند و مرو را تصرف کردند.
تلاشهای میرزا حسینخان سپهسالار، صدر اعظم وقت ایران، برای جلب اطاعت ترکمانان از طریق فرستادن مخفیانه میرزا رضیخان معظمالملک به مرو نیز با کارشکنی روسها ناکام ماند.
سرانجام با حملات ارتش تزاری به فرماندهی ژنرالهایی، چون «کافمن»، «لازارف» و در نهایت «ژنرال اسکوبلف»، قلعه «گوگتپه» (گویتپه-تپه آبی) در دیماه ۱۲۵۹ خورشیدی، علی رغم دفاع رشیدانه ترکمانان سقوط کرد و آن نواحی تحت عنوان «ایالت ماوراء بحر خزر» ضمیمه امپراتوری روسیه شد.
ناصرالدینشاه که پس از معاهده پاریس و از دست دادن مناطق شرقی در برابر بریتانیا در شرایط دشواری قرار گرفته بود، ناچار شد در برابر همسایه شمالی نیز پای میز مذاکره بنشیند.
قرارداد مرزی آخال در ۲۱ آذر ۱۲۶۰ خورشیدی (۲۹ محرم ۱۲۹۹ قمری) میان میرزا سعیدخان مؤتمنالملک، وزیر امور خارجه ایران و ایوان زینوویف، سفیر مختار روسیه، در تهران امضا شد.
عمق دشواریهای این توافق در فصل چهارم آن آشکار بود؛ جایی که روسها مالکیت سرچشمه رودخانههایی مانند «فیروزه» را در اختیار گرفتند و ایران متعهد شد اجازه ندهد در مسیر این رودخانهها روستای جدیدی ساخته شود یا زمینهای کشاورزی توسعه یابند تا قطرهای آب اضافه مصرف نشود.
لرد کرزن، سیاستمدار و دیپلمات بریتانیایی، در یادداشتهای خود درباره این قرارداد نوشته است:
«دولت وقت ایران که نتوانست یک مشت ترکمن صحرانشین را مطیع کند، ناچار از دولت روس درخواست نمود شر این ترکمنها را رفع نمایند… روسها هم فوری دست به کار شده… کوههای بلند مرتفع سرحدی را و سپس سرچشمه رودخانهها را نیز جزء خاک خود ثبت کردند تا هر وقت اراده نمایند آب را از دههای ایران قطع کنند و در نتیجه محصول خراسان را تباه سازند.»
این اظهارات لرد کرزن البته بیش از آنکه از سر دلسوزی برای منافع ایران باشد، ناشی از نگرانی بریتانیا از نزدیک شدن رقیب روسی به مرزهای هند بود.
این روند سختگیریها و توافقات دشوار مرزی به همینجا ختم نشد. روسها چندی بعد بر تصاحب کامل قریه راهبردی «فیروزه» اصرار ورزیدند و شاه ایران در ۶ خرداد ۱۲۷۲ خورشیدی، قرارداد جدیدی را به امضای میرزا علیاصغرخان امینالسلطان، صدر اعظم ایران و پوتسف، سفیر روسیه، رساند.
طی این معامله، ایران قریه آباد فیروزه را به روسیه واگذار کرد و در عوض، چند قطعه زمین و دهکده کوچک «حصار» را که در عهدنامه ترکمنچای از دست داده بود، پس گرفت.
با وجود امضای پروتکلهای بعدی توسط محمدصادقخان قاجار امیرتومان، امین نظام، بهانهجوییها و تجاوزات مرزی مأموران روسی تا زمان وقوع انقلاب اکتبر در سال ۱۲۹۶ خورشیدی (۱۹۱۷ میلادی) ادامه یافت تا تاریخ بار دیگر گواهی دهد چگونه خلأهای ساختاری و فشارهای استعماری، مدیریت کشور را در صیانت از تمامیت ارضی و منابع حیاتی با چالشهای جدی روبهرو ساخته است.
منبع: فارس











