وبگردی 18:20 - 23 بهمن 1404
این مردم خوب می‌دانند هیچ بیگانه‌ای در طول تاریخ برای این مرز و بوم آبادی نیاورده؛ چه آن‌که فارسی نمی‌داند و چه آن‌که فارسی حرف می‌زند، اما با این مردم بیگانه است.

نگاهی متفاوت از ایستادگی ملت در سالگرد پیروزی انقلاب

باشگاه خبرنگاران جوان - پیش از آنکه راهی راهپیمایی سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی شوم، بار دیگر اخبار را چک می‌کنم. خبر‌ها از حضور ناو‌های جنگی آمریکا در آب‌های خلیج فارس و تهدید‌های پیاپی ترامپ روایت می‌کنند. با خودم فکر می‌کنم اکنون در این لحظه مهم تاریخ، این راهپیمایی با تمام سال‌های دیگر تفاوت دارد. چرا که حالا ایران عزیزمان بیش از هر زمان دیگری خواستار این است که مردم در کنارش بایستند و به دشمنانی که سال هاست جنگ تمام عیاری را علیه ایران، به راه انداخته‌اند، پاسخ کوبنده‌ای بدهند.

به محض اینکه حرکت می‌کنم، باد سرد صبحگاهی به صورتم می‌خورد. در مترو و خیابان، چشم می‌اندازم به تعداد آدم‌ها. با خودم می‌گویم حدس درستی زده‌ام؛ راهپیمایی امسال از تمام سال‌های دیگر باشکوه‌تر جلوه می‌کند. وقتی به خیابان انقلاب می‌رسم، جمعیت آنقدر فشرده است که بی‌اختیار می‌ایستم و برای چند لحظه طول می‌کشد تا مسیرم را از میان جمعیت پیدا کنم.

همه آمده‌اند؛ کوچک و بزرگ، پیر و جوان. مادر‌های جوان این مرز و بوم همراه با کودکان شیرخوارشان بخشی از همین جمعیت باشکوه هستند؛ مرد‌ها نیز پرچم‌های ایران زمین را بر روی دوششان حمل می‌کنند و دختر‌ها و پسر‌ها سربند‌های رنگی «لبیک یا خامنه‌ای» به سر دارند. انگار تمامی این جمعیت فقط برای یک دلیل دور یک دیگر جمع شده‌اند و آن یگانه دلیل قدرتمند فقط ایران است.

در همان لحظه، در میان آن شلوغی، چیزی را به خوبی میفهمم، این همان خواست اجابت شده ایران است، اینکه با تمام مشکلات و گرانی ها، مردم برای اعلام ایستادگی کنار یک دیگر جمع شده‌اند، این یعنی چیزی فراتر از سیاست و اقتصاد وجود دارد، چیزی به معنای اینکه، ایران برای مردم تمام نشده است و هیچ گاه تمام نخواهد شد.

کمی بعد به آرامی وارد مسیر می‌شوم. نگاهم را به آسمان می‌دوزم، جایی که پرچم‌های سبز و سفید و سرخ ایران در باد تکان می‌خورد. بادکنک‌های رنگارنگ در دست کودکان، تمام مسیر را شبیه یک جشن بزرگ کرده است. قدم‌های آهسته را با مردم برمی‌دارم و چهره‌ها را یکی یکی نگاه می‌کنم. جوانانی که انقلاب را ندیده‌اند و فقط روایتش را شنیده‌اند، کنار کسانی که به چشم خود «رفتن دیو و آمدن فرشته» را تماشا کرده‌اند، در این مسیر قدم بر میدارند، چرا که این مردم خوب می‌دانند هیچ بیگانه‌ای در طول تاریخ برای این مرز و بوم آبادی نیاورده؛ چه آنکه فارسی نمی‌داند و چه آنکه فارسی حرف می‌زند، اما با این مردم بیگانه است.

سرودی همیشگی

کمی جلوتر، صدای سرود‌های انقلابی از غرفه‌ها در گوشم می‌پیچد؛ چند لحظه جلوی غرفه‌ای می‌ایستم که یکی از همین سرود‌ها را پخش می‌کند. پدری یکی از بچه‌هایش را روی شانه نشانده و دست فرزند دیگرش را گرفته است، کمی بعد رو به پسر بزرگ‌تر می‌کند و می‌پرسد: «نظرت چیه؟»

کودک با همان صدای بچگانه می‌گوید: «این سرود رو از بین تموم سرود‌هایی که باهم خوندیم بیشتر دوست دارم» و آرام شروع به خواندن می‌کند: «خمینی‌ای امام، خمینی‌ای امام...» پدر لبخندزنان سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید: «بهت گفتم که خوشت میاد.»

چند قدم جلوتر می‌روم و برمی‌گردم تا دوباره نگاهشان کنم. پسرک هنوز به سمت بلندگو‌ها نگاه می‌کند و پرچم ایران را تکان می‌دهد. پدر دستش را روی شانه‌اش می‌گذارد و چیزی در گوشش می‌گوید. شاید دارد برایش از روز‌هایی می‌گوید که خودش پسر بچه‌ای بوده است و این سرود را به عنوان بانگ آزادی بخش ایران شنیده است، شاید دارد تاریخ واقعی این سرزمین را برای کودکش زنده می‌کند.

این فقط یک شعار ساده نیست

در میان پلاکارد‌های متنوعی که در دست مردم است؛ یک شعار بیشتر از همه توجهم را جلب می‌کند. شعاری که به زبان انگلیسی نوشته شده بود «الله از بمب‌های اتمی قوی‌تر است.» لحظه‌ای می‌ایستم، این جمله، یک حقیقت محض است که حالا نه تنها تبدیل به یک شعار بلکه مبدل به یک باور جمعی شده است، باوری که دهه‌هاست در جان این مردم نشسته است. از همان روز‌هایی که صدام با پشتیبانی آمریکا و جهان غرب به ایران حمله کرد و دنیا حتی کوچک‌ترین تجهیز جنگی هم به ما نمی‌فروخت و ما تنها خداوند را در کنارمان داشتیم. از همان روز‌هایی که گفتند ایران باید تسلیم شود و از آرمان‌های انقلاب اسلامی دست بکشد، اما این مردم شکست نخوردند و دست نکشیدند چرا که خداوند قوی‌تر از تمام جهان است.

انقلاب اسلامی درست‌ترین دستاورد ایران

هنگامی که نگاهم را از نوشته می‌گیرم، در میان جمعیت چشمم به زوج سال‌خورده‌ای می‌افتد که به سختی راه می‌روند و انگار کمی خسته شده‌اند. کنار خیابان ایستاده بودند و جمعیت را نگاه می‌کردند، کنارشان می‌ایستم و می‌گویم: «پدرجان، خسته نباشید.» به سمتم بر می‌گردد، لبخند گرمی می‌زند و گویی قصدم را از چشمانم می‌خواند و می‌گوید: «حواست باشه این انقلاب رو به شما‌ها سپردیم ما دیگه عمرمون رو کردیم و مهمون امروز و فردای شماییم، اما این انقلاب تنها دستاورد درست تو این مملکته» بار مسئولیت را بر روی شانه هایم احساس می‌کنم و بلافاصله می‌پرسم: «پدرجان اگر برمی‌گشتید سال ۵۷، باز هم انقلاب می‌کردید؟»

سوالم را که به‌سختی می‌شنود، نگاهش محکم و صورتش جمع می‌شود. دست می‌کند در جیبش و عکس کوچکی از امام خمینی (ره) بیرون می‌آورد. عکس را طوری که خوب ببینم رو به صورتم می‌گیرد و می‌گوید: «یک بار، دوبار، اصلاً تو بگو هزاران بار. اگر برمی‌گشتم انقلاب می‌کردم. این مرد اشاره به عکس امام بود. تا این دنیا هست، من همین مسیری رو که رفتم دوباره می‌رم. معلومه که آره!» عکس را روی چشم‌هایش می‌کشد و بعد دوباره به جیب برمی‌گرداند. زن سالخورده که تا حالا سکوت کرده بود، سرش را تکان می‌دهد و آهسته می‌گوید: «این خون‌هایی که ریخته شده اجازه نمی‌ده این انقلاب از بین بره، نگران نباشید»

این نسلی جاودان است

در همان لحظه بود که گروهی از کودکان با پرچم‌های کوچک ایران در دست، در میان جمعیت می‌دوند. کودک‌هایی که هفت تا ده سال دارند و پرچم‌های کوچک ایران در دستانشان و روی صورت‌های معصومشان با نقاشی جای گرفته و روی لباس‌هایشان چهره‌هایی حک شده است، چهره‌های شهیدانی که در دی ماه خونین، برای این مرز و بوم از جان خود گذشتند. نگاهم بر روی جمعیت کوچک کودکان خیره می‌ماند و تصاویر ناراحت کننده ماه پیش، از جلوی چشمانم عبور می‌کند. آن شهدا دیگر بین ما نیستند. اما حالا، این کودکان آمده‌اند. با همان عکس‌ها، با همان نام‌ها. گویی دارند می‌گویند: شما شهادت را انتخاب کردید و ما راهتان را یاد گرفته‌ایم. یک روز این کودکان، مردان و زنان این سرزمین خواهند شد و آن روز، دشمنان خواهند دید که شهیدان هنوز زنده‌اند و در قلب نسل جدید و کودک این سرزمین زنده خواهند ماند.

با صدای پیرمرد که خطاب به کودکان می‌گوید «خدا حفظشون کنه» به سمتش بر می‌گردم و از آن دو خداحافظی می‌کنم و همراه با جمعیت دوباره راه می‌افتم. به سختی جایی برای عبور پیدا می‌کنم. در این میان دنبال نسل جدید انقلاب می‌گردم. نسل‌زد. نسلی که می‌گویند با بقیه فرق دارند، اما در ایستادگی پای آرمان‌ها، مثل نسل‌های قبل محکم و استوار هستند

زنان ایرانی؛ بی‌ادعا و پای کار

در همین حین، چشمم به دختران جوانی می‌افتد که چفیه دور گردن انداخته‌اند، از آنها درباره روایت‌های رسانه‌هایی مثل ایران اینترنشنال می‌پرسم؛ روایت‌هایی درباره محدودیت زنان و نبود آموزش مناسب برای زنان در ایران اسلامی. یکی از آن‌ها به که «محدثه» نام دارد جواب می‌دهد: «به نظرم این شبکه‌ها از این موضوع که مردم تاریخ کم می‌خونن استفاده می‌کنن و سعی می‌کنن اون چیزی رو که تمایل دارن به خورد مردم بدهند را روایت می‌کنن، نه چیزی رو که واقعاً هست. اما هر کاری هم بکنن بالاخره حقیقت خودش رو نشون می‌ده.»

کمی مکث می‌کند، نگاهم می‌کند و ادامه می‌دهد: «حقیقت این است که زنان ایرانی بعد از انقلاب در جایگاهی قرار گرفتن که باید یک زن قراره بگیره؛ یعنی ارزش زنان به عملکرد مؤثرشون در جامعه است، نه صرفاً ارزشی که برای لذت‌های زودگذر باشه. من دارم تاریخ می‌خونم، می‌بینم زنان قبل از انقلاب کجا بودن و الان کجا هستن. به خاطر همین این روایت‌ها رو قبول ندارم؛ حرف من به تمام هم نسلی‌های خودم هم همینه؛ بهتره همه ما تاریخ بخونیم و اجازه ندیم رسانه‌ای از اونور آب، تاریخ کشورمون رو تحریف کنه، چون این مملکت ما هست و کسی اجازه نداره در هر اموری از ممکلت ما دخالت کنه.»

یکی دیگر از دخترها، جلوتر می‌آید و با صدای آهسته‌ای می‌گوید: «یک حرف دیگه هم بگم، حتماً می‌نویسید؟» سرم را به نشانه تایید تکان می‌دهم، دخترجوان دستش را مشت کرده بلند می‌کند و با صدای محکم می‌گوید: «مرگ بر ترامپ، مرگ بر نتانیاهوی ظالم، این رو می‌خوام تمام دنیا بدونن که کسی نمیتونه برای ما تصمیم گیری کنه!»

از انقلاب تا آزادی، از آزادی تا سربلندی

پس از گفت‌و‌گو‌های کوتاهم، هم‌گام با سیل جمعیت می‌شوم، در نزدیکی‌های میدان آزادی به موج خروشان جمعیت نگاه می‌کنم و می‌بینم نسل جدید انقلاب، کودکان و جوانانی که امروز کنار والدین و معلمان‌شان ایستاده‌اند، پیام نسل گذشته را به فردای این سرزمین منتقل می‌کنند: ایران، با همه چالش‌ها و سختی‌ها، هنوز بر تمام عهد‌هایی انقلابی ایستاده است.

در دل این جمعیت، یک حقیقت روشن است: کسی نمی‌تواند اراده این مردم را در هم بشکند و ایران، با تمام شکوه و تاریخش، هرگز تسلیم نخواهد شد. امروز، این راهپیمایی، فقط یک حضور فیزیکی نیست؛ بلکه فریادی است برای جهان که ایران اسلامی، تا جهان است همچنان زنده، قدرتمند و یکپارچه باقی خواهد ماند.

منبع: مهر


12258825
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار وبگردی

وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» این مردم خوب می‌دانند هیچ بیگانه‌ای در طول تاریخ برای این مرز و بوم آبادی نیاورده؛ چه آن‌که فارسی نمی‌داند و چه آن‌که فارسی حرف می‌زند، اما با این مردم بیگانه است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» معاون علمی فرهنگستان علوم پزشکی خاطرات خود از وضعیت بهداشتی و درمانی پیش از پیروزی انقلاب را روایت می‌کند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» ۲۲ بهمن نه پایان یک مسیر، بلکه تداوم یک عصیانِ آگاهانه علیه بی‌معنایی جهانِ مدرن است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» در آیات ۲۸ و ۲۹ سوره عنکبوت، قرآن از قومی سخن می‌گوید که «کار زشتی» را پیش گرفتند که پیش از آنان سابقه نداشت و در برابر هشدار پیامبرشان ایستادند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» کمپین QuitGPT که کاربران را به لغو اشتراک ChatGPT تشویق می‌کند، بحث‌های گسترده‌ای درباره اخلاق هوش مصنوعی، سیاست و کیفیت خدمات دیجیتال ایجاد کرده است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» بیماری آسم در کودکان یکی از شایع‌ترین بیماری‌های تنفسی در کودکان است که باعث انقباض و التهاب مجاری هوایی و در نتیجه مشکل در تنفس می‌شود.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» برای میلیون‌ها نفر مبتلا به آرتروز، توانایی فشردن یک دستگیره ممکن است برای کیفیت زندگی آنها کمتر از توانایی بلند شدن از روی صندلی اهمیت داشته باشد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» بیست و سوم بهمن ۱۳۵۷ مردم خرم‌آباد با فتح شهربانی و ژاندارمری، آخرین سنگرهای طاغوت را فرو ریختند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» «هوبره» نماد استان یزد، پرنده‌ای که هنگام خطر با سرعت ۴۰ کیلومتر در ساعت می‌دود و عواملی، چون تخریب زیستگاه و زنده‌گیری جمعیتش را تهدید می‌کند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» در حالی که رسوایی «اپستین» در اروپا به استعفاها، تحقیقات قضایی و عذرخواهی‌های سلطنتی انجامیده، اما در پس‌لرزه‌های این پرونده در آمریکا محدود است.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است