وقتی خلبانان، جان را با ایران معامله کردند

باشگاه خبرنگاران جوان - «یا خودمون برمیگردیم یا برنمیگردیم، ولی کار باید انجام بشه» باور به این موضوع است که خلبان قهرمان ایرانی را سوار بر جنگندههای قدیمی کرده و به دل سفری میزند که عملاً بیبازگشت است؛ مگر آنکه معجزهای در کار باشد. شهید امیر سرتیپ دوم خلبان مجید کاظمی، یکی از همین قهرمانان ایرانی بود که روز ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ با جنگنده سوخو-۲۴ به دل سامانههای لایهلایه دشمن زد و آتشبهجان پایگاه راهبردی العدید آمریکا انداخت. روز گذشته (چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵) پس از ماهها تفحص، پیکر یکی از عقابهای آسمان ایران به میهنش بازگشت. تلاش برای تفحص پیکر همسفران شهید کاظمی همچنان ادامه دارد.
ارتش ایران علاوهبر این عملیاتهای جسورانه، در طول هفتههای اخیر درگیری در جنوب کشور نقش ویژهای ایفا کرده است. ابتدای تیر تا هفتم مرداد ۱۴۰۵، تمرکز اصلی ارتش بر دفاع از جنوب کشور، حفاظت از خلیجفارس و پاسخ به حملات آمریکا بود. اقدامات ارتش در چهار محور اصلی دنبال شد: «ایجاد چتر پدافندی»، «دفاع دریایی»، «مقاومت نیروهای مستقر در جنوب» و «اجرای سلسله عملیات پهپادی «صاعقه» علیه پایگاههای آمریکا در منطقه».
از آواکسکُشی تا نگهبانی از هرمز
از آغاز جنگ تحمیلی سوم در اسفندماه ۱۴۰۴ رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران در بعد پدافندی، مسئولیت بخشی از دفاع شبانهروزی از آسمان کشور را بر عهده گرفتند و اگرچه نبود تجهیزات پیشرفته از یکسو و فوقپیشرفته بودن تجهیزات دشمن ازسویدیگر، امکان مقابله با آتش را بسیار دشوار کرده بود؛ اما حتی خود آمریکاییها از رهگیری جنگندههای پیشرفته خود بهوسیله سامانههای پدافندی قدیمی ایران حیرت کرده بودند. ارتش ایران در مسیر حراست از وطن و دفع تجاوزات هوایی، دهها شهید سرافراز از جمله ۳۵ شهید پدافند هوایی را تقدیم میهن کرد. عملکرد ارتش در بعد آفندی، اما ملموستر بود. بهگونهای که ظرفیت تولید و بهکارگیری پهپادهای انهدامی و رزمی ارتش در این بازه چندین برابر افزایش یافت و بستری برای اجرای ضربات دقیق به مراکز لجستیکی مهم دشمن فراهم شد.
در فروردینماه ۱۴۰۵، یگانهای پهپادی ارتش در موجهایی کوبنده، محل استقرار هواپیماهای فرماندهی «آواکس» و هواپیماهای سوخترسان دشمن در پایگاههای منطقه و همچنین مواضع راداری در فرودگاه بنگوریون را آماج حملات دقیق قرار دادند که این اقدامات، بخش عمدهای از توان شناسایی و عملیاتی دشمن را دچار اختلال جدی کرد. در پهنه دریایی نیز، نیروی دریایی ارتش در زمینه حفاظت از خطوط مواصلاتی جنوب، با صلابت در برابر ناوگان دشمن ایستادگی کرد؛ بهطوری که بارها با اخطار قاطع و نمایش اقتدار رزمی، از ورود ناوشکنهای آمریکایی به محدوده حساس تنگه هرمز جلوگیری شد. این سلسله اقدامات آفندی و پدافندی در روزهای متعدد و با شدت و قدرت هرچه بیشتر ادامه داشت که پیشتر در گزارشهایی مفصلاً به تشریح جزئیات آنها پرداخته شده است. بااینحال از زمان نقض تفاهمنامه آتشبس میان ایران و آمریکا و حمله به استانهای جنوبی ایران، ارتش با دقت و قدرتی هرچه بیشتر پای تمامیت ارضی ایران ایستاد و ارتش تروریستی دشمن و متحدانش را آزار داد.
درخشش ارتش در جنوب
در حوزه دفاعی، یگانهای پدافند هوایی در هرمزگان، بوشهر و خوزستان در آمادهباش کامل قرار گرفتند و نیروی دریایی نیز با اخطار به ناوشکنهای آمریکایی در تنگه هرمز، مانع نزدیکشدن آنها به آبهای حساس کشور شد. پس از حملات آمریکا به جنوب کشور و شهادت تعدادی از نیروهای ارتش، این نیرو هشدار داد: «تمام پایگاههای آمریکا در منطقه هدف مشروع پهپادهای ارتش خواهند بود.»
در بخش پدافندی، ارتش سه دستاورد مهم را ثبت کرد؛ انهدام یک فروند پهپاد «لوکاس» بر فراز بندرعباس و دو فروند پهپاد راهبردی «MQ-۹» آمریکا در آسمان اندیمشک و اهواز که نشاندهنده تداوم پوشش دفاع هوایی در جنوب کشور بود.
مهمترین اقدام آفندی ارتش، ادامه عملیات پهپادی «صاعقه» بود که طی مراحل متعدد، پایگاههای آمریکا در کویت، بحرین و اردن را هدف قرار داد. اهداف اعلامشده شامل محل استقرار جنگندههای «F-۱۸»، سامانههای پدافندی پاتریوت، سایتهای راداری، مراکز فرماندهی، انبارهای مهمات، مخازن سوخت، مراکز لجستیکی و محل استقرار نیروهای آمریکایی بود.
در حوزه دریایی نیز یکی از مهمترین رخدادها، شلیک موشک کروز ساحل به دریا توسط نیروی دریایی ارتش در مرحله سیزدهم عملیات صاعقه بود که یک شناور متخاصم آمریکایی را در شمال اقیانوس هند هدف قرار داد. ارتش اعلام کرد این اقدام موجب «ایجاد رعب و وحشت دشمن و دورشدن شناور متخاصم از تیررس رزمندگان» شده است.
در روزهای پایانی این بازه زمانی، ارتش با ادامه مراحل بیستم تا بیستوپنجمین عملیات صاعقه، حملات پهپادی به پایگاههای «شیخ عیسی»، «الدوحه»، «العدیری»، «عریفجان» و «الازرق» را ادامه داد.
از پایگاه دوران به آغوش دوران
در جریان عملیات هوایی یازدهم اسفند ۱۴۰۴، دو فروند بمبافکن سوخو-۲۴ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از پایگاه هوایی شهید دوران شیراز به پرواز درآمدند تا در پاسخ به حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، پایگاه هوایی العدید قطر را هدف قرار دهند. این عملیات در شرایطی انجام شد که جنگندههای ایرانی باید از میان شبکهای از سامانههای شناسایی، رادارها و پدافند هوایی دشمن عبور میکردند و خود را به مهمترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه میرساندند.
سوخوهای ایرانی پس از عبور از لایههای دفاعی دشمن، مأموریت خود را با موفقیت انجام دادند و مواضع تعیینشده در پایگاه العدید را بمباران کردند و خسارات قابلتوجهی به این پایگاه وارد کردند که بعدها تصاویرش از لایههای سانسور دشمن درز کرد و منتشر شد. اما سختترین بخش این مأموریت، مسیر بازگشت بود. جنگندهها هنگام خروج از منطقه عملیات و بر فراز خلیجفارس، هدف سامانههای پدافندی دشمن قرار گرفتند. از همان زمان، ارتباط با خدمه این دو جنگنده قطع شد و هیچکس از سرنوشت چهار خلبان حاضر در این جنگندهها خبری نداشت.
پس از ماهها جستوجو و بررسی، با انجام آزمایشهای تخصصی و تطبیق DNA، شهادت امیر سرتیپ دوم خلبان «مجید کاظمی»، یکی از خلبانان سوخو-۲۴، به طور رسمی تأیید شد و روز گذشته پیکر پاکش به کشور بازگشت. درعینحال، وضعیت سه خلبان دیگر حاضر در این عملیات همچنان مشخص نشده است و روند بررسیها و تلاش برای تعیین سرنوشت آنان ادامه دارد.
شکار موشهای شبزده
در مستندهای آمریکایی - صهیونی، نمایش داده میشود که اپراتورهای پرواز و خلبانان جنگندههای پیشرفته حتی زمانی که میخواهند غزه بیدفاع را بمباران کنند، پیش از پرواز غزل خداحافظی میخوانند، چون میدانند در پرواز با جنگنده، اولین اشتباه آخرین اشتباه است و هر پرواز امکان بازگشت ندارد. این موضوع در خصوص خلبانان حرفهای، شجاع و غیور ایرانی که مجبورند با جنگندههای نسل قدیم پرواز کنند، چندبرابر صدق میکند؛ آن هم با وجود استقرار قدرتمندترین سامانههای پدافندی جهان در منطقه. بااینحال هیچچیز نمیتواند بر عزم یک ایرانی در شکار شیطانهای پدوفیلی اثر منفی بگذارد.
در این زمینه عملیات خلبانان اف-۵های ارتش هم اعجابانگیز است. آنها روایت کردهاند که از همان ساعات ابتدایی آغاز جنگ، داوطلب انجام یک عملیات شدند؛ عملیاتی که هدف آن حمله به «کمپ بوهرینگ» یکی از مهمترین مراکز استقرار نیروها و بالگردهای ارتش آمریکا در کویت بود. به گفته آنها، سه خلبان با جنگندههای اف-۵ مأموریت را پذیرفتند و از ابتدا با این ذهنیت پرواز کردند که «ممکن است بازگشتی در کار نباشد.»
یکی از عجیبترین بخشهای روایت آنها در گفتوگو با تلویزیون، نحوه نزدیکشدن به هدف است. فرمانده عملیات میگوید برای فرار از سامانههای پدافندی، آواکس و جنگندههای رهگیر، هواپیماها در ارتفاعی بیسابقه پرواز کردند؛ به طوری که «استاندارد پرواز برای آموزش ۵۰۰ پایی هستش ولی ما زیر ۵۰ پا بودیم.» او توضیح میدهد که گاهی حتی از زیر خطوط انتقال برق عبور میکردند و هنگام عبور از آبهای منطقه، «از بین دو تا کشتی عبور کردیم؛ عرشهشون از ما بالاتر بود.»
خلبانان میگویند پس از ورود به کویت، با وجود قرارداشتن پالایشگاهها و نیروگاهها در مسیر، تنها هدف تعیینشده را دنبال کردند و با رسیدن به کمپ بوهرینگ، بمباران را آغاز کردند. هواپیماهای اف-۵ مجهز به تجهیزات پیشرفته نیستند و به دلیل استفاده از بمبهای سقوط آزاد، باید دقیقاً روی هدف قرار میگرفتند برای همین حملات دورایستا به هدف امکانپذیر نیست: «ما دقیقاً تو اون کشور هدف میریم، دشمن رو میبینیم، بمباران میکنیم.»
آنها شدت انفجارها را فراتر از انتظار توصیف میکنند. فرمانده میگوید: «هلیکوپترها از زمین اومدن بالا و منفجر شدن.» خلبان کابین عقب نیز روایت میکند: «تاپ انفجارها رو من بالای سر خودمون میدیدم.» به گفته آنها، حجم آتشسوزی به حدی بود که «حجم آتش از ارتفاع هواپیما بالاتر بود» و تعداد نقاط در حال سوختن از تعداد بمبهای رهاشده بیشتر به نظر میرسید.
آشفتگی سامانههای پدافندی دشمن بخش دیگری از هدف خلبانان ارتش را شامل میشد: «در جریان رهگیری، موشکهای پاتریوت بهاشتباه جنگندههای خودی را هدف قرار دادند.»
یا برمیگردیم یا نه؛ ولی کار باید انجام شود!
یکی از مهمترین بخشهای مصاحبه، روایت بازگشت از مأموریت است. خلبانان تأکید میکنند که مسیر برگشت از مسیر رفت خطرناکتر بود، زیرا همه سامانههای دفاعی فعال شده بودند. بااینحال، به گفته آنها، عملیات فریب و پرواز در ارتفاع بسیار پایین باعث شد رهگیری نشوند و پس از حدود ۵۰ دقیقه به خاک ایران بازگردند.
یکی از خلبانان که تکفرزند خانواده است، میگوید صبح مأموریت، فرزندانش خواب بودند و فقط برای آخرین بار به آنها نگاه کرد: «گفتم شاید برنگردیم.» خلبان دیگر نیز روایت میکند: «هیچ تصوری دال بر برگشت خودمون نداشتیم. ما گفتیم میریم که کار انجام بشه؛ یا خودمون برمیگردیم یا برنمیگردیم، ولی کار باید انجام بشه.»
خاکستر ما هم به دشمن حمله میکند
به گفته آنان، حتی در جلسه توجیهی قبل از پرواز نیز تصمیم گرفته شده بود که اگر یکی از هواپیماها هدف قرار گرفت، هواپیمای دیگر بدون توقف مأموریت را ادامه دهد. در طول کل عملیات نیز سکوت کامل رادیویی برقرار بود و هیچ مکالمهای میان هواپیماها یا با برجهای کنترل انجام نشد.
خلبانان بارها تأکید میکنند که انگیزه اصلی آنها، پاسخ به شهادت دانشآموزان و غیرنظامیان ایرانی بوده است. یکی از آنها میگوید: «خون بچههای ما رنگینتر از خون اون بچههایی که اونجا از بین رفتن نبود.ای کاش کل خلبانای شکاری از بین میرفتن، خون از دماغ یه بچهای نمیاومد.»
در پایان مصاحبه، فرمانده عملیات با اشاره به قدیمی بودن جنگندههای اف-۵ میگوید که از نظر نظامی، انجام چنین مأموریتی با این هواپیما منطقی به نظر نمیرسد، اما تأکید میکند: «دو کلمه ایران و ایرانی اولویت اول و آخر ماست.» او همچنین میگوید: «خاکستر خلبانهای شکاری هم به دشمن حمله میکنه.»
منبع: فرهیختگان
12296627
مهمترین اخبار وبگردی











