از خنده تا هنجارسازی؛ مرز طنز و ابتذال در نمایش خانگی کجاست؟

باشگاه خبرنگاران جوان - در سالهای اخیر، افزایش شوخیهای جنسی در آثار نمایش خانگی به یکی از موضوعات بحثبرانگیز فضای فرهنگی کشور تبدیل شده است. برخی این روند را بازتاب تغییرات فرهنگی جامعه میدانند و برخی دیگر آن را محصول رقابت پلتفرمها برای جذب و حفظ مخاطب ارزیابی میکنند.
در همین راستا، خبرنگار ما با یاسر عرب، کارشناس و تسهیلگر اجتماعی به گفتوگو نشسته است. در این مصاحبه تلاش کردهایم یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات فرهنگی سالهای اخیر، یعنی افزایش شوخیهای جنسی در آثار نمایش خانگی، را از منظر جامعهشناختی و رسانهای بررسی کنیم.
در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
در تولید سریالهای نمایش خانگی چه سازوکارهایی باعث شده بدن و جنسیت به یک ابزار تکراری برای ساخت کمدی تبدیل شود؟
عرب: بیشتر از اینکه بدن و جنسیت بهعنوان یک انتخاب خلاقانه وارد طنز شده باشد، با نوعی میانبُر در تولید مواجه هستیم. فشار تولید، کمبود ایده و منطق اقتصادی پلتفرمها باعث شده شوخیهای جنسی به سادهترین راه برای گرفتن خنده تبدیل شوند. وقتی نویسنده یا تیم تولید زیر فشار زمان و سفارش کار قرار دارد، بهجای طراحی موقعیتهای کمدی، به سراغ شوخیهایی میرود که سریعتر جواب میدهند. در چنین شرایطی، شوخی جنسی به کمهزینهترین ابزار تولید خنده تبدیل میشود.
از سوی دیگر، نوعی رابطه «مرغ و تخممرغ» نیز شکل گرفته است. وقتی اثری با اتکا به شوخیهای جنسی موفق میشود و بازخورد میگیرد، بهسرعت بهعنوان نمونهای موفق به دیگر تولیدکنندگان منتقل میشود و بهتدریج به شاخصی برای جذابیت، بازگشت سرمایه و سود تبدیل میشود و بر سایر تولیدات نیز اثر میگذارد.
افزایش این نوع شوخیها را باید نتیجه تغییرات فرهنگی جامعه دانست یا بیشتر محصول اقتصاد توجه و رقابت پلتفرمها برای نگه داشتن مخاطب است؟
عرب: این مسئله را نمیتوان صرفاً فرهنگی یا صرفاً اقتصادی دانست. تغییرات فرهنگی زمینه را فراهم میکند، اما این اقتصاد توجه و رقابت پلتفرمهاست که تعیین میکند کدام نوع شوخی بیشتر تکرار شود و به یک جریان غالب تبدیل شود.
برای مثال، وقتی یک مدل شوخی در چندین سریال موفق با استقبال مخاطبان مواجه میشود، دیگر تولیدکنندگان نیز همان الگو را در پیش میگیرند؛ زیرا آن را الگویی آزموده و موفق میدانند.
مرز بین طنز جنسی و ابتذال را چه چیزی تعیین میکند؛ نیت سازنده، بافت داستان یا واکنش مخاطب؟ این مرز ثابت است یا در هر دوره تغییر میکند؟
عرب: مرز بین طنز جنسی و ابتذال، مرزی ثابت و از پیش تعیینشده نیست و بیش از هر چیز به بافت روایت بستگی دارد. اگر شوخی در خدمت شخصیتپردازی یا پیشبرد داستان باشد، همچنان در چارچوب طنز قرار میگیرد، اما وقتی از روایت جدا شود و فقط برای خنداندن لحظهای مخاطب به کار رود، به سمت ابتذال حرکت میکند.
برای مثال، ممکن است یک شوخی در دل یک موقعیت داستانی و متناسب با روابط شخصیتها، کارکرد روایی داشته باشد، اما همان شوخی اگر صرفاً بهصورت دیالوگی تکراری و خارج از موقعیت استفاده شود، به مصرفی زودگذر تبدیل خواهد شد.
نمایش خانگی بیشتر جامعه را بازتاب میدهد یا خودش در حال ساختن هنجارهای جدید است؟
عرب: نمایش خانگی فقط آینه جامعه نیست؛ خودش نیز در حال تولید سلیقه و هنجار است. یعنی هم از دل جامعه الگو میگیرد و هم برای جامعه الگو میسازد. وقتی یک نوع شوخی یا زبان در آثار مختلف تکرار میشود، بهتدریج به «وضعیت عادی» تبدیل میشود؛ حتی اگر در ابتدا برای مخاطب غیرمعمول بوده باشد.
برای مثال، شوخیهایی که در یک سریال بهعنوان حرکتی پرریسک استفاده میشوند، ممکن است چند سال بعد به الگویی استاندارد در کمدیهای دیگر تبدیل شوند.
این جریان چه تغییری در شکل حرف زدن و شوخی کردن نسل جدید ایجاد میکند؟
عرب: مسئله فقط دیدن چند صحنه خاص نیست، بلکه قرار گرفتن در معرض یک جریان دائمی از زبان و شوخی است. این تکرار باعث میشود شیوه شوخی کردن و حتی نحوه صحبت درباره بدن تغییر کند. موضوعاتی که پیشتر خصوصی یا محدود بودند، کمکم وارد گفتوگوهای روزمره میشوند و عادی به نظر میرسند.
برای نمونه، موضوعاتی که پیشتر در جمعهای محدود یا خصوصی مطرح میشد، بهتدریج وارد گفتوگوهای عمومی و شوخیهای دوستانه میشود، بدون آنکه لزوماً افراد به پیامدهای این تغییر توجه داشته باشند.
وقتی یک نوع شوخی وارد زبان روزمره میشود، با عادیسازی اخلاقی مواجه هستیم یا با تغییر در خود زبان؟ این دو را چگونه میتوان از هم تفکیک کرد؟
عرب: عادیسازی فقط یک مسئله اخلاقی نیست؛ این روند خودِ زبان را نیز تغییر میدهد. رسانه تعیین میکند چه چیزهایی قابل بیان و چه چیزهایی خندهدار تلقی شوند. در نتیجه، برخی شوخیهایی که زمانی خط قرمز محسوب میشدند، بر اثر تکرار رسانهای به بخشی از زبان رایج تبدیل میشوند، بدون آنکه الزاماً ارزشهای بنیادین جامعه به همان سرعت دگرگون شده باشد.
از خنده تا هنجارسازی؛ مرز طنز و ابتذال در نمایش خانگی کجاست؟
زمانی که گفته میشود این شوخیها فقط بازتاب جامعه هستند، معیار تشخیص این بازتاب بودن چیست؟ آیا داده یا شواهدی وجود دارد یا بیشتر یک برداشت کلی است؟
عرب: در بسیاری از موارد، این گزاره بیشتر یک برداشت کلی است تا تحلیلی مبتنی بر داده. برای اینکه بتوان چنین ادعایی را پذیرفت، باید مشخص شود این نوع شوخیها با چه فراوانی، در چه ژانرهایی و با چه میزان استقبال مخاطب تکرار شدهاند. بدون چنین دادههایی نمیتوان با اطمینان گفت که این روند صرفاً بازتاب جامعه است.
پلتفرمها در ایران بیشتر نقش ناظر محتوایی دارند یا طراح مدل اقتصادی محتوا هستند؟
عرب: پلتفرمها در عمل نقش اقتصادی پررنگتری دارند. مدل اقتصادی آنها تعیین میکند چه نوع محتوایی بیشتر تولید و تکرار شود. مسئله اصلی فقط این نیست که چه چیزی مجاز است، بلکه این است که چه چیزی بیشتر دیده میشود و بازده اقتصادی بالاتری دارد.
برای مثال، اگر نوعی طنز بازدید بیشتری کسب کند، حتی بدون هیچ دستور مستقیمی، بهصورت طبیعی در تولیدات بعدی تکثیر خواهد شد.
در تجربه کشورهای دیگر، طنز جنسی چه زمانی به جریان اصلی کمدی تبدیل میشود و چه زمانی به حاشیه میرود؟
عرب: تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد طنز جنسی زمانی به جریان اصلی تبدیل میشود که در دل یک روایت قوی جای گرفته باشد.
برای مثال، در برخی کمدیهای آمریکایی یا اروپایی، شوخی جنسی بخشی از شخصیتپردازی و موقعیت داستان است، نه جایگزین اصل داستان. اما وقتی روایت ضعیف باشد و شوخی صرفاً به ابزاری برای جذب مخاطب تبدیل شود، معمولاً خیلی زود اشباع شده و به حاشیه میرود. البته نمیتوان این تجربهها را بدون توجه به ساختار فرهنگی و رسانهای ایران عیناً به فضای داخلی تعمیم داد.
تکرار این شوخیها را باید نشانه ضعف فیلمنامهنویسی دانست یا تغییر کارکرد طنز در یک نظام رسانهای؟
عرب: تکرار این شوخیها همیشه نشانه ضعف فیلمنامه نیست، اما اغلب نشان میدهد کارکرد طنز در رسانه تغییر کرده است. به نظر میرسد طنز از یک ابزار روایی، بیش از گذشته به ابزاری برای واکنش سریع و خنده لحظهای مخاطب تبدیل شده است.
برای مثال، گاهی دیالوگی صرفاً برای گرفتن خنده میان دو شخصیت نوشته میشود، بدون آنکه نقشی در پیشبرد داستان یا شخصیتپردازی داشته باشد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، آینده زبان طنز در نمایش خانگی به کدام سمت خواهد رفت؟
عرب: به احتمال زیاد این روند به نقطه اشباع خواهد رسید و برای حفظ جذابیت، ناچار میشود هر بار مرزهای بیشتری را جابهجا کند. همزمان، استاندارد تازهای از شوخیهای جنسی شکل میگیرد که بهتدریج عادی میشود، اما پس از مدتی مخاطب از آن نیز خسته خواهد شد و به دنبال شکلهای تازهتری از طنز خواهد رفت.
مهمترین نکتهای که باید درباره این روند در نظر گرفت چیست؟
عرب: ما امروز در یک «زیستجهان نمایشی» زندگی میکنیم؛ جایی که بسیاری از موضوعات با ورود به قاب تصویر، اثرگذاری و اهمیت بیشتری پیدا میکنند. بدن، جنسیت و زبان مرتبط با آن نیز از همین جنس هستند. شاید این موضوعات در زندگی روزمره هم حضور داشته باشند، اما وقتی بهطور مداوم در رسانه بازنمایی میشوند، به عناصر مرکزی معنا و حساسیت فرهنگی تبدیل خواهند شد.
از سوی دیگر، برخی نظریههای علوم اجتماعی معتقدند هرگاه امکان تغییر در عرصه سیاست محدود شود، بخشی از انرژی تغییرخواهی به حوزه فرهنگ منتقل میشود. در چنین شرایطی، شکستن برخی هنجارهای فرهنگی، بهویژه در حوزه بدن و جنسیت، میتواند علاوه بر یک انتخاب هنری، بهعنوان نوعی کنش نمادین یا واکنش به نظم سیاسی نیز قابل تحلیل باشد. البته این تنها یکی از چارچوبهای نظری برای تحلیل این پدیده است و نمیتوان آن را تنها تبیین ممکن دانست.
منبع: مهر
12296607
مهمترین اخبار وبگردی











