وبگردی 23:22 - 28 بهمن 1404
روایتی از مادر شهیدی که بر سر پیکر تک فرزندش هدیه روز مادر فرزندش را با خود برد.

مادری با کفش‌های کتانی در معراج شهدا

باشگاه خبرنگاران جوان- محمد بیدی، دایی محمد ایمان صحبتهایش را از روز معراج شروع می‌کند: روزی که می‌خواستیم برای دیدن پیکر محمد ایمان به معراج برویم، الهام با کاپشن و شلوار ورزشی و کتانی سفید آمد. با تعجب پرسیدم: با این لباس می‌خواهی بیایی معراج؟ الهام با بغض گفت: این لباس‌ها رو محمد ایمان برای روز مادر برایم خریده بود. تا حالا نپوشیده بودم. می‌خواهم با اینها برم بچه‌ام توی تنم ببینه. در معراج همه متحیر مانده بودند که چرا مادر شهید با کتانی سفید و لباس ورزشی مشکی آمده است.

محمد ایمان بیدی فقط ۲۱ سال سن داشت و دانشجوی رشته حسابداری بود. شب ۱۸ دی با شلیک مستقیم سه گلوله به سرش توسط اغتشاشگران به شهادت رسید. ایمان تک‌فرزند الهام بود و با رفتنش مادر را تک‌وتن‌ها گذاشت.

برای خانواده‌ای که طعم گس بی‌کسی را از زمان شهادت پدر چشیده بودند، محمد ایمان فقط یک نوه یا یک خواهرزاده نبود؛ او همه دارایی فامیلی بود که با رفتنش دوباره یتیم شدند. حالا چهل روز است که مزارش به خانه اول و آخر خانواده تبدیل شده؛ از طلوع آفتاب تا سیاهی شب.

الهام هم پدرش شهید هم پسرش

مادر محمد ایمان فقط دو سالش بود که پدرش شهید شد. محمد ۸ سال از الهام بزرگ‌تر بود و تقریباً جای پدر را گرفت. الهام که ازدواج کرد. محمد ایمان به دنیا آمدوشد همه‌کس خانواده. تنها نوه پسری و تنها فرزند الهام. از همان اول شد عزیز دل همه. دختر‌های دایی، محمد ایمان را داداش صدا می‌کردند و جای پسر نداشته دایی را گرفت.

چهل روز است که مزار محمد ایمان خانه مان شده است

از محمد بیدی می‌خواهم از این ۴۰ روزی بگوید که جای محمد ایمان در خانه خالی است. جواب می‌دهد: من هنوز در این ۴۰ روزه نتوانستم سرکار بروم. ما همه در یک خانه زندگی می‌کنیم. از روزی که محمدایمان را به خاک سپرده‌ایم کارمان شده برویم بهشت زهرا و برگردیم. دخترم بچه کوچک دارد و سختش است از صبح تا شب در بهشت زهرا بماند. هر روز از ساعت حدوداً ۹:۳۰ صبح مادر محمدایمان و دخترهایم را می‌برم بهشت زهرا تا ساعت۱ بعد ازظهر. بر می‌گردیم خانه دخترم یک کم به بچه‌اش می‌رسد دوباره از ساعت ۳ یا ۴ می‌رویم بهشت زهرا تا ۸ شب. این زندگی ما شده در این چهل روز. یعنی امکان ندارد یک روز بیایید بهشت زهرا و مادر محمد ایمان را سر مزارش نبینید. چطور به شما بگویم. دختر کوچکم دانشجو است. همه پولهایش را جمع کرده و تسبیح خریده نوشته: «به یاد داداش گلم». وقتی از دختر‌ها صحبت می‌کند به یاد دو دختر جوانی می‌افتم که روز تدفین سر مزار آرام و قرار نداشتند.

یک بار با شهادت پدرمان یتیم شدیم اینبار با شهادت ایمان

دایی محمد ایمان هر چند جمله که می‌گوید به گریه می‌افتد و بلندبلند گریه می‌کند. وقتی می‌خواهم از این ۴۰ روز بگوید، گریه‌اش بیشتر می‌شود و می‌گوید: زندگی در خانه ما شده است جهنم؛ شده است برزخ. پدر من تک‌فرزند بود. ما هیچ‌کس را نداشتیم. بی‌کسی را چشیده بودیم، بسمان بود. حالا با رفتن محمد ایمان دوباره بی‌کس شدیم. ایمان آن‌قدر غیرت داشت باوجوداینکه دانشجو بود، با ماشین من کار می‌کرد تا از مادرش پول نگیرد. از دانشگاه وام گرفت رفت مکه. چند سال است که اربعین کربلا می‌رفت و ۴۰ روز نوکری می‌کرد. می‌گفت: خودم را بیمه حضرت ابوالفضل (ع) می‌کنم. این هفته جمعه برایش عصر مراسم گرفته‌ایم. دوستان هیئتی‌اش می‌خواهند بیایند کنار محمد ایمان سینه‌زنی بکنند. دوستانش به من گفتند: اگر اجازه بدهید می‌خواهیم پرچم حرم امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) را بیاوریم سر مزار ایمان. من گفتم: از من اجازه می‌گیرید؟ من باید به شما التماس کنم که پرچم حرم را بیاورید. اصلاً این بچه انتخاب شده خود امام حسین (ع) بود.

از خانه تا خیابان، ایمان همه‌جا هست

سؤال می‌کنم در این ۴۰ روز کجا بیشتر از همه جای خالی ایمان را حس کردید؟ گریه‌اش به هق هق می‌افتد و می‌گوید: جایی هست که حس نکنیم؟ هر گوشه خانه را نگاه می‌کنیم، جای خالی‌اش پیداست. حتی از خانه به خیابان هم می‌آیم، تمام درودیوار این خیابان انگار ایمان نشسته است. هر کدام از بچه‌های مسجد، دانشگاه، قوم‌وخویش، آشنا ما را می‌بینند می‌گویند: ایمان پسر باوقار دوست‌داشتنی بود. پسری که برای مادربزرگش نان می‌گرفت. به اهل محل می‌رسید. هر جا به درودیوار کوچه و خانه که نگاه می‌کنیم، محمد ایمان هست.

مظلوم مثل همیشه

یاد بچگی محمد ایمان که می‌افتد با ضجه می‌گوید: جای بچه‌ام بود. صبح به صبح می‌بردمش مدرسه می‌آوردمش. مدیر مدرسه‌اش می‌گوید: مراسم ختمش را در مدرسه بگیرید. ایمان بچه مظلومی بود. اگر کسی حتی کتکش می‌زد می‌گفت: آقا عیب ندارد. نزارید پشت در کلاس بماند. گریه امانش نمی‌دهد که صحبتهایش را تمام کند.

خیلی‌ها با دیدن غم ما شادی می‌کنند

آخرین جمله اش اوج مظلومیت شهدای امنیت را نشان می‌دهد وقتی می‌گوید: شما خیلی دلسوز هستید ولی خیلی‌ها با دیدن غم ما شادی می‌کنند. این بیشتر دلمان را آتش می‌زند.

کل مکالمه من با محمد بیدی ۱۷ دقیقه بود ولی شاید به‌اندازه داغی که چهل روز به سینه‌اش نشسته بود، گریه کرد. داغی که هر روز با شنیدن حرف و حدیث‌های نسنجیده بعضی‌ها که خودشان را عزادار می‌دانند، تازه و تازه‌تر می‌شود. 

صحبت‌های ما به پایان رسید، اما روضه ناتمام این خانواده در برف‌وباران بهشت‌زهرا همچنان ادامه دارد. در روز‌هایی که غبار فتنه، جای شاکی و متهم را در ذهن برخی عوض کرده و کسانی که خود عامل آشوب بودند، نقاب سوگواری به‌صورت می‌زنند، باید به قامت خمیده الهام نگاه کرد؛ مادری که هدیه روز مادرش را در معراج به تن کرد تا با تک‌فرزندش وداع کند. اینجا مزار کسی است که برای نرفتنِ ما زیر بلیت دشمن، سینه سپر کرد.

ما داغدار و عزادار خون‌های ریخته شده دی ماهیم

عزادار واقعی ما هستیم؛ همان‌طور که رهبر معظم انقلاب با درکی عمیق از این غربت فرمودند: «ما داغدار و عزادار خون‌های ریخته شده در فتنه دی‌ماه هستیم.» ما عزادارِ «ایمان»‌هایی هستیم که رفتند تا امنیت بماند، و حالا خون‌بهای آنها، بیداری ملتی است که سره را از ناسره باز می‌شناسد.

منبع: فارس


12259959
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار وبگردی

وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» روایتی از مادر شهیدی که بر سر پیکر تک فرزندش هدیه روز مادر فرزندش را با خود برد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» یک نسخه ۴۰۰ ساله از آثار شکسپیر، پس از دزدی ۱۲ ساله به دانشگاه دورهام بازگشت.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» چرا ایران در صدر تولید محتوای رسانه‌های برون‌مرزی قرار دارد؟ بررسی آمار فعالیت صفحاتی مانند بی‌بی‌سی فارسی و ایران اینترنشنال نشان می‌دهد تمرکز بر ایران به‌مراتب بیشتر از بسیاری از جوامع پرجمعیت منطقه است؛ تفاوتی که فراتر از یک اتفاق ساده خ...
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» مدرسه فقط محل یادگیری ریاضی و علوم نیست؛ جایی است که بخشی از هویت، اخلاق و تعلق فرهنگی کودک شکل می‌گیرد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» در جهان‌بینی توحیدی اسلام، کرامت انسانی زن، او را صاحب حق می‌سازد و استقلال مالی‌اش، نه یک امتیاز که حقی مسلم و انکارناپذیر است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» پژوهشی تازه نشان می‌دهد که خرطوم فیل‌ها حدود هزار سبیل بسیار ریز دارد که مانند حسگرهای پیشرفته عمل می‌کنند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» تجمعات نمایشی سلطنت‌طلبان در مونیخ و در تورنتو با مخالفت گسترده‌ای را در شبکه‌های اجتماعی از سوی ساکنان این شهرها به همراه داشت.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» همه آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی گذشت و دامنه آن به خارج از کشور هم کشیده شد، نشان داد، برای جماعت پهلوی‌چی دست زدن به خشونت و قتل و آدم‌کشی با روش‌های ساواک، اقدام سختی نیست.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» پژوهشگران دانشگاه جانز هاپکینز در یک آزمایش جالب و قابل تأمل ثابت کردند که میمون‌ها می‌توانند مانند انسان‌ها تخیل کنند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» علی‌اشرف بهرامی‌پناه جزو خلبانان پرافتخار ایرانی است که علی رغم کارنامه شگفت‌انگیزش در هشت سال دفاع مقدس کمتر کسی از جوانان امروزی نام او را به خاطر دارند و او را می‌شناسند.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است