"هولیگانیسم" و عزت "دردانه فوتبالی" ترک های ایران!

تحمیل بی عدالتی و اعمال تبعیض علیه تراکتور، دردانه فوتبالی تورک های ایران در همه این سال ها، به کرات دیده شده؛ اما در فقره اخیر، آنچه دیده شد، دهن کجی آشکار علیه هواداران تیمی بود که همچنان به خاطر شعارهای هویتی، فحش و ناسزا و توهین می شنود و مجازات هم می شود!
خبرگزاری فارس _ تبریز، ده روز تمام، همه آدم های باربط و بی ربط فوتبال این مملکت، از بلاگر و رسانه و خبرنگار دلال و مساله دار فلان شبکه تلویزیونی گرفته تا صفحات و رسانه های خطی و رپورتاژی و از رئیس و مرئوس مواجب بگیر غیرفوتبالی تا فلان کارشناس و تحلیلگر کذایی، تراکتور را با ناجوانمردی تمام تخطئه و تقبیح کردند تا به زعم خود، با دستاویز قرار دادن شعار هویتی "آستارام، حیرانیم، گوزل آذربایجانیم"، پروژه "تجزیه طلب" خواندن هواداران این تیم و تورک های ایران را کامل کنند و در کمال وقاحت، جای "قاتل و مقتول" را تغییر دهند، بی آنکه اصلا، فهم درستی از شعارهای هویتی تراکتوری ها داشته باشند!
هولیگانیسم فوتبالی، این بار، جلوه و نمود عینی خود را، با چهره ای وقیح تر و عریان تر از همیشه، روی سکوهای همیشه نمور "سن سیروس" که دیگر نه منادی اخلاق است و نه حرمت میهمان نگه می دارد به تصویر کشید تا بار دیگر معلوم شود که تراکتوری ها، هیچ وقت آتش بیار معرکه دوقطبی سازی های فوتبالی در استادیوم ها نبوده اند و این، مدعیان فرهنگ، شرف، اصالت، دیرینگی و ده ها صفت و لقب کاریکاتوری اینچنینی هستند که "راسا یا نیابتا"، آتش به جان فوتبال می زنند!
معتقدم، توهین ها و فحاشی های رکیک و چاله میدانی هولیگان های انزلی به حیثیت و پرچم تراکتور، ترک زبان ها و بازیکنان این تیم، تنها توهین به تراکتور نبود، توهین به پرچم نمادینی بود که با گرته برداری از یک شعار دینی، مذهبی، تنها و تنها، اصالت، قدمت، فرهنگ و هویت یک تاریخ اصیل ملی، میهنی و دینی را فریاد می زند، پرچم هایی که حتی، به تمثال ش.ه.د.ا، مبارزان و مجاهدان این مرز و بوم منقش هستند!
امروز، تراکتور تبریز را به خاطر تفسیر و برداشتی غلط از یک روایت و شعار هویتی که به زعم نگارنده، این تفسیر و تلقی، "شوونیستی" ترین تلقی و اتهام قابل پی گیری نیز محسوب می شود، نقره داغ می کنند و فحاشی ها و توهین های قومیتی و نژادپرستانه انزلی چی ها را، واکنشی طبیعی جلوه می دهند، بی آنکه بدانند و بگویند، همین تراکتوری ها، روی سکوهای یادگار و دیگر استادیوم ها، از ایران، شهداء، تمامیت ارضی، دین، مذهب، حاکمیت ملی و آزادگی و شرف ملی، میهنی نیز حرف می زنند، "ایران ستائی" می کنند، خواستار اجرای قانون در همه شئون و سطوح مصرح آن هستند؛ اما کسی نه می بیند و نه می شنود!
معتقدم، شعار "آستارام، حیرانیم، گوزل آذربایجانیم"، دقیقا، هم راستا با شعار "وطن عشقی اورگیمده، منه دیوانه دییللر"، ادامه شعار "آذربایجان شرفدی، پهلوی بی شرفدی" و ترجمان "آذربایجان اویاخدی، اینقیلابا دایاخدی" تورک ها و تراکتوری هاست، حتی اگر عده ای "پهلوی پرست" فلک زده، یا اجیرشده های هپروتی در این سو و آن سوی کشور، از این شعارهای اعتقادی و میهن پرستانه "کهیر" بزنند.
فحاشی های رکیک انزلی چی ها در ورزشگاه بی اخلاق شده "سن سیروس"، چیزی جز فریاد بی هویتی، توسعه نیافتگی، شعور زائل شده، فرهنگ سخیف، هولیگانیسم ویرانگر، تفرقه افکنی آگاهانه، نفاق ملی، وحدت زدائی از اقوام ایرانی و در نهایت، اجرای سناریوئی هدایت شده برای ایجاد شکاف، در پروسه ایجاد تکانه های اجتماعی در بستر فوتبال و ورزش نبود؛ سناریوئی که ضرورت هوشیاری جامعه هواداری فهیم و اصیل تراکتور و البته ورود و برخورد جدی دولت و نهادهای نظارتی را می طلبد!











