
باشگاه خبرنگاران جوان - این درست که جوانی فصل تجربه و تجربه کردن است، اما بعضی از نسل زِدیها هنوز به ۳۰ سال نرسیده، هم شرکت ساختهاند، هم میلیونر شدهاند و هم دارند قواعد مالی جهان را از نو مینویسند. یعنی دیگر نه مسیر پولدار شدن شبیه گذشته است و نه دیوار میان ایده و سرمایه آنقدر بلند که نشود از آن گذشت. هوش مصنوعی و اقتصاد محتوا، این دیوار را حسابی ترک انداختهاند.
میلیونرهای متفاوت
راستش را بخواهید، با این اوضاع و احوال، آدم کمکم به این نتیجه میرسد تنها کسی که هنوز میلیونر نشده، خودش است! آدم سرش سوت میکشد وقتی میبیند یا میشنود جوانی بیستوچندساله شرکتش را چند صد میلیون دلار فروخته یا نوجوانی از اتاقش کسبوکاری راه انداخته که درآمدش از عمر کاری خیلیها بیشتر است. بعد هم که سنوسالشان را میبینید، ناخودآگاه از خودتان میپرسید: «مگر اینها تا همین چند سال پیش دغدغهشان تیکتاک، اینستاگرام و دعوا بر سر میمهای اینترنتی نبود؟ پس کی فرصت کردند اقتصاد دنیا را هم به هم بریزند؟».
همه میلیونرهای نسل زِد شبیه هم نیستند و همه هم از یک مسیر به این نقطه نرسیدهاند. درواقع، امروز با دو گروه کاملاً متفاوت روبهرو هستیم. اول قهرمانان صفر یعنی همان برنامهنویسها، تولیدکنندگان محتوا، بنیانگذاران استارتآپها، فعالان تجارت الکترونیک و جوانهایی که از دل هوش مصنوعی، بازیهای آنلاین یا شبکههای اجتماعی برای خودشان یک امپراتوری اقتصادی ساختند و دوم جوانانی که روی شانههای نسل قبل ایستادهاند و حالا مدیریت املاک و امپراتوریهای خانوادگی را بر عهده دارند. بهخصوص در کشورهای خلیج فارس که این مدلِ ثروتسازی، واقعاً پرطرفدار است. گروه اول باید ثابت کنند که میتوانند «پول بسازند»، اما گروه دوم باید ثابت کنند که صرفاً نگهبان پول دیگران» نیستند. یکی باید از صفر به قله برسد و دیگری باید یاد بگیرد که چطور از سقوط از قله جلوگیری کند.
تغییر جغرافیایی ثروت
حالا اگر قرار باشد فقط یک نفر را عامل این موج تازه میلیونرها بدانیم، احتمالاً باید طبق معمول یقه فناوری را بگیریم. اینترنت، هوش مصنوعی و اقتصاد تولید محتوا، فاصله میان یک ایده و یک حساب بانکی چندمیلیوندلاری را آنقدر کوتاه کردهاند که دیگر برای راهاندازی یک کسبوکار موفق، نه کارخانه لازم است، نه دفتر چندطبقه و نه سرمایهای که آدم با دیدنش سکته کند.
حالا یک گوشی هوشمند، همان کاری را انجام میدهد که تا همین ۲۰ سال پیش از عهده یک شرکت بزرگ با دهها کارمند برمیآمد. درنتیجه نسل زد میتواند خیلی ساده از داخل خانه، مشتری پیدا کند، محصول بفروشد، سرمایهگذار جذب کند و حتی پیش از اینکه گواهینامه بگیرد، ارزش شرکتش از بعضی کارخانههای قدیمی بیشتر شود. مثل «الکساندر وانگ» که در ۲۵سالگی با شرکت Scale AI میلیاردر شد یا «پدرو فرانچسکی» که با Brex به جمع ثروتمندان جوان پیوست. جالبتر اینکه این سونامی حتی به هالیوود هم رحم نکرده. زمانی فقط استودیوهای بزرگ تصمیم میگرفتند چه کسی فیلم بسازد و چه کسی پشت در بماند. حالا اما یوتیوبرها و تولیدکنندگان محتوا، با بودجههایی که شاید خرج پذیرایی یکی از همان استودیوها هم نشود، فیلم میسازند و حتی بیشتر از آنها سر و صدا به پا میکنند.
اینفلوئنسرها و پادکسترها بعضیهایشان درآمدهای نجومی دارند. برای همین هم خیلی از جوانهای امروز، به جای اینکه رزومهشان را برای شرکتها ایمیل کنند، ترجیح میدهند روی برند شخصی خودشان سرمایهگذاری کنند. از طرفی، مسیر خودِ ثروت هم کمی تغییر کرده و اگر تا دیروز همه جادهها به سیلیکونولی ختم میشد، امروز دبی، ابوظبی، ریاض، سنگاپور و حتی لاگوس هم روی نقشه ثروت دنیا پررنگ شدهاند. بنابراین یک نسل زدی حتماً نباید در کالیفرنیا باشد تا سرمایهگذار پیدایش کند؛ اگر ایده خوبی داشته باشد و اینترنتش هم برقرار باشد، راه ۱۰۰ ساله را یک شبه خواهد رفت.
مهارت میلیونر ماندن
البته یادتان نرود، ثروتی که در چند سال ساخته میشود، ممکن است با یک سقوط بازار رمزارز، یک رکود اقتصادی یا چند تصمیم اشتباه، طی چند ماه دود شود و به هوا برود. برای همین کارشناسان میگویند هنر نسل زد، فقط میلیونر شدن نیست؛ بلکه میلیونر ماندن است. از نظر آنها بین میلیونر درآمدی و میلیونر ترازنامهای تفاوت زیادی وجود دارد. گروه اول پول زیادی درمیآورند و همانقدر هم خرج میکنند؛ زندگی پر از سفرهای لاکچری، ساعتهای گرانقیمت و خودروهایی که قیمتشان سر به فلک میکشد. اما گروه دوم، پیش از آنکه پول را خرج کنند، سرمایه را دوباره وارد کسبوکار میکنند، سهام میخرند، روی استارتآپها و فناوریهای نوظهور سرمایهگذاری میکنند و داراییهایی میسازند که سالها بعد هم برایشان پول تولید کند.
به زبان ساده، این گروه کاری میکنند که پول، خودش برود سرِ کار و آخر ماه برایشان حقوق بیاورد. شاید به همین دلیل باشد که اقتصاددانها میگویند دنیا وسط یکی از بزرگترین جابهجاییهای ثروت تاریخ ایستاده است؛ ثروت از نسلهای قدیمی به نسلهای جوان منتقل میشود و همزمان، فناوری هر روز میلیونرهای تازهای تحویل دنیا میدهد. اگر برای نسلهای قبل، ۲۰ سالگی دوران آزمون و خطاهای شغلی و چکهای حقوقی بخور و نمیر بود؛ برای نسل زد، این دهه، دوران باشکوه فتح است. البته به شرطی که بتوانند بعد از فتح قله، روی آن دوام هم بیاورند!
منبع: روزنامه قدس
12295602
مهمترین اخبار وبگردی











