لجبازی سینما با خانواده

باشگاه خبرنگاران جوان- در جشنواره فیلم فجر بهعنوان مهمترین رویداد رسمی سینمایی کشور نوع بازنمایی خانواده در آثار حاضر، بیش از هر زمان دیگری محل تأمل و نقد است. جشنواره فجر صرفاً یک رقابت هنری نیست؛ بلکه بهمثابه آیینهای از جهتگیریهای آینده سینمای ایران تلقی میشود. از همین منظر، بررسی تصویر خانواده در میان آثار این دوره، معنایی فراتر از تحلیل چند فیلم مجزا پیدا میکند.
در میان ۳۱ فیلم به نمایش درآمده در این دوره، یک نکته بهطرز معناداری جلب توجه میکند: تقریباً هیچ اثری را نمیتوان یافت که در آن خانواده، بهعنوان یک نهاد منسجم، بتواند در کنار هم بر بحران فائق آید و مسئلهای را بهصورت جمعی حل کند.
در اغلب روایتها، یا خانواده از ابتدا دچار گسست است، یا بحران به فروپاشی میانجامد، یا مسیر حل مسئله از بیرون خانواده و با حذف یکی از اضلاع آن طی میشود. این خلأ روایی، زمانی مهمتر میشود که بدانیم در گفتمان فرهنگی رسمی ایران، خانواده همواره بهعنوان کانون حل مسئله، مأمن آرامش و پشتوانه اخلاقی جامعه معرفی میشود.
در فیلم «خواب»، کارگردان با تمرکز بر نگاه غرض ورزانه خود به سراغ خانوادهای مذهبی با سطح بالایی از پایبندی دینی میرود. اما این خانواده مذهبی، نهتنها کارکرد ترمیمی ندارد، بلکه خود بستر بحران زناشویی است.
مشکلات میان زن و شوهر چنان برجسته میشود که گویی دینداری نیز قادر به مهار تنشهای عاطفی نیست و همه این اتفاقات گردن مذهب است. روایت بهگونهای پیش میرود که مسیر بحران به سمت انحراف و گریز از چارچوب خانواده کشیده میشود، نه به سمت گفتوگو و بازسازی رابطه.
در «تقاطع نهایی» ساخته سعید جلیلی که در حاشیه جشنواره با بحثهایی درباره سرقت فیلمنامه نیز همراه بود بار دیگر خیانت و فریب در روابط زناشویی در کانون درام قرار دارد.
روابط همسران مبتنی بر سوءظن، پنهانکاری و نوعی رقابت پنهان است. بحران نه به اصلاح میانجامد و نه به بازسازی اعتماد، بلکه به تشدید شکافها ختم میشود. در اینجا نیز خانواده، محل حل مسئله نیست؛ بلکه خود مسئله است.
در «زندشور» به کارگردانی کاظم دانشی، هرچند خیانت در خط اصلی داستان قرار ندارد، اما در پیرنگها نقشی تعیینکننده پیدا میکند. رابطه پنهانی میان شوهر یک زن و خواهر همسرش، در نهایت به سوءتفاهم و قتل میانجامد. این سطح از تلخی و فروپاشی، خانواده را نه بهعنوان پناهگاه، بلکه بهعنوان میدان خشونت و انتقام تصویر میکند. باز هم خبری از همگرایی، گفتوگو و عبور مشترک از بحران نیست.
حتی در اثر قمارباز هم همین قصه ادامه دارد و خیانت میان زن و شوهر بسیار پررنگ است. در آثار دیگری، چون دختر پری خانوم، آرامبخش، گیس، حال خوب زن، پروانه و غوطهور این خط محتوایی گاهی به عنوان مسئله اصلی و گاهی به عنوان قلاب داستان وجود داشت.
نکته قابلتوجه دیگر این است که از میان ۳۱ فیلم حاضر در بخش سودای سیمرغ، قریب به دو اثر بهطور مستقیم بر مشکلات جنسی و زناشویی متمرکز بودهاند؛ اما حتی در سایر آثار نیز، بحرانهای عاطفی و خیانت بهصورت پررنگ یا در لایههای زیرین روایت حضور دارد. به بیان دیگر، اگرچه همه فیلمها صراحتاً درباره روابط زناشویی نیستند، اما فضای بیاعتمادی و تزلزل در روابط خانوادگی به یک ویژگی مشترک بدل شده است.
این تمرکز گسترده بر پیچیدهسازی روابط همسری، میتواند ریشه در الگوهای درامپردازی معاصر داشته باشد. بسیاری از آثار ترکیهای طی سالهای اخیر با برجستهکردن مثلثهای عشقی و خیانتهای پیاپی، موفق به جذب مخاطب گسترده شدهاند.
در برخی آثار غربی نیز بحرانهای خانوادگی دستمایه تعلیق و جذابیت درام است، هرچند معمولاً در کنار آن، روایتهای ترمیمی و امیدبخش نیز دیده میشود. به نظر میرسد بخشی از سینمای ایران نیز، برای افزایش جذبه مخاطب و پیچیدهتر نشان دادن روایت، به سمت نمایش روابط زناشویی پرتنشتر از گذشته حرکت کرده است.
اما مسئله اصلی در بستر جشنواره فجر، نسبت این تصویر با فرهنگ ایرانی است. در حالی که خانواده در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی بهعنوان نهادی پایدار، اخلاقمحور و حلکننده بحران معرفی میشود، در اغلب آثار این دوره، خانواده یا ناتوان از حل مسئله است یا خود سرچشمه بحران.
نبود حتی یک نمونه شاخص از خانوادهای که بتواند با گفتوگو، صبوری و همبستگی از بحران عبور کند، این پرسش را ایجاد میکند که آیا این تصویر یک بازتاب واقعگرایانه از جامعه است یا نتیجه گرایشی آگاهانه یا ناخودآگاه به سمت درامهای تیره و بحرانمحور؟
بیتردید هنر موظف به ارائه تصویر آرمانی نیست و نقد آسیبهای اجتماعی بخشی از کارکرد سینماست.
اما زمانی که توازن میان «نمایش بحران» و «نمایش امکان ترمیم» بههم میخورد، خطر شکلگیری یک تصویر تکبعدی از خانواده ایرانی وجود دارد. اگر جشنواره فیلم فجر قرار است نمایانگر سال آینده سینمای ایران باشد، شاید ضروری باشد که در کنار پیچیدهسازی روابط برای جذب مخاطب، بازنمایی ظرفیتهای حل مسئله در درون خانواده ایرانی نیز مورد توجه جدیتری قرار گیرد؛ ظرفیتی که بخشی جداییناپذیر از فرهنگ ایرانی است و نادیده گرفتن آن، شکافی میان سینما و واقعیت اجتماعی ایجاد خواهد کرد.
منبع: فارس
12259546
مهمترین اخبار وبگردی











