ماجرای نابودی امپراتوریهای بزرگ تاریخ با یک دستور خدا

باشگاه خبرنگاران جوان - در آیات ۳۱ تا ۵۱ سوره ذاریات، قرآن پس از بیان نشانههای قدرت الهی، مخاطب را به یکی از مهمترین سنتهای تاریخ میبرد سنتی که بر اساس آن، هرگاه طغیان و دشمنی با حق به اوج برسد و راه بازگشت بسته شود، عذاب الهی فرا میرسد. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان تأکید میکند که هدف از نقل این سرگذشتها، صرفاً روایت تاریخ نیست، بلکه هشدار به همه نسلهاست تا بدانند قدرتهای ظاهراً شکستناپذیر نیز اگر در برابر خدا و پیامبرانش بایستند، سرنوشتی جز نابودی نخواهند داشت.
مأموریتی که از بشارت آغاز شد و به نابودی ستمگران انجامید
آیات با گفتوگوی حضرت ابراهیم (ع) و فرشتگان آغاز میشود. پس از آنکه فرشتگان بشارت تولد اسحاق را میدهند، ابراهیم میپرسد که «قَالَ فَمَا خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ» مأموریت اصلی شما چیست؟ آنان پاسخ میدهند «إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ» ما برای نابودی قومی مجرم فرستاده شدهایم. علامه طباطبایی توضیح میدهد که تعبیر «قوم مجرم» نشان میدهد علت عذاب، صرف اختلاف عقیده نبود، بلکه جرم، فساد و اصرار بر طغیان بود. آنان پس از اتمام حجت، دیگر شایستگی ادامه حیات اجتماعی را از دست داده بودند. از نگاه قرآن، عذاب الهی زمانی نازل میشود که جامعهای آگاهانه راه دشمنی با حق را انتخاب کند.
نجات مؤمنان قانونی همیشگی در دل سختترین بلاها
فرشتگان ادامه میدهند که مأمورند اهل ایمان را از شهر خارج کنند «فَأَخْرَجْنَا مَنْ کَانَ فِیهَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ».
علامه در المیزان میان «مؤمنین» و «مسلمین» نکتهای لطیف بیان میکند و میگوید ایمان حقیقی همان سرمایه نجات است. در شهر قوم لوط، تنها یک خانواده اهل تسلیم و ایمان باقی مانده بود و همانها نجات یافتند. این آیات نشان میدهد که در سنت الهی، مجازات هرگز کور نیست؛ مؤمنان پیش از نزول عذاب حفظ میشوند و کیفر تنها دامان کسانی را میگیرد که آگاهانه در صف باطل ایستادهاند.
تمدنهایی که قدرتشان مانع سقوط نشد
پس از قوم لوط، قرآن با سرعت سراغ چند نمونه دیگر از تمدنهای سرکش میرود. درباره فرعون میفرماید که «وَفِی مُوسَیٰ إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُبِینٍ» موسی با معجزه و حجت روشن آمد، اما فرعون از روی تکبر روی گرداند «فَتَوَلَّیٰ بِرُکْنِهِ». در ادامه، سرنوشت قوم عاد چنین توصیف میشود که «وَفِی عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الرِّیحَ الْعَقِیمَ»؛ بادی ویرانگر که هرچه بر سر راهش بود نابود میکرد.
درباره قوم ثمود نیز آمده است که «فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ» آنان فرمان خدا را گردنکشی کردند و گرفتار صاعقه شدند.
سپس به قوم نوح اشاره میکند که «إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ» مردمی که از مرز بندگی خارج شدند و سرانجام با طوفان نابود گشتند.
علامه طباطبایی تأکید میکند که وجه مشترک همه این اقوام، برخورداری از قدرت، امکانات و تمدن بود؛ اما هیچیک نتوانستند در برابر سنت الهی مقاومت کنند. آنچه آنان را نابود کرد، کمبود امکانات نبود، بلکه روح استکبار و دشمنی با حق بود.
نشانههایی برای صاحبان بصیرت
قرآن پس از بیان این سرگذشتها میفرماید «وَتَرَکْنَا فِیهَا آیَةً لِلَّذِینَ یَخَافُونَ الْعَذَابَ الْأَلِیمَ» از این حوادث، نشانهای برای اهل عبرت باقی گذاشتیم. مقصود تنها آثار باستانی نیست؛ بلکه خود سنت الهی، نشانهای ماندگار است. تاریخ بارها ثابت کرده که هر قدرتی اگر راه ظلم، فساد و مقابله با حقیقت را در پیش گیرد، دیر یا زود گرفتار همان سرنوشتی خواهد شد که پیشینیان به آن دچار شدند.
آخرین هشدار؛ تنها راه نجات، بازگشت به سوی خدا
سوره با دو فرمان کوتاه، اما سرنوشتساز پایان مییابد «فَفِرُّوا إِلَی اللَّهِ» و بار دیگر «فَفِرُّوا إِلَی اللَّهِ» به سوی خدا بگریزید. این تعبیر، دعوت به فرار از یک خطر بیرونی نیست؛ بلکه گریختن از شرک، طغیان، غرور و هر عاملی است که انسان را در مسیر نابودی قرار میدهد. انسان باید از راهی که اقوام گذشته پیمودند فاصله بگیرد و به پناهگاه امن الهی بازگردد.
مجموعه آیات ۳۱ تا ۵۱ سوره ذاریات، تنها مروری بر تاریخ نیست؛ بلکه اعلام یک قانون دائمی است. دشمنان حق ممکن است مدتی با تکیه بر قدرت، ثروت و ابزارهای خود پیروز به نظر برسند، اما اگر بر ظلم و استکبار اصرار ورزند، همان سنتی که قوم لوط، فرعون، عاد، ثمود و قوم نوح را درهم شکست، درباره آنان نیز جاری خواهد شد. در مقابل، اهل ایمان هرچند اندک باشند، در پناه سنت الهی از طوفان حوادث عبور میکنند و آینده از آنِ کسانی است که به جای ایستادن در برابر حق، به سوی خدا «فرار» میکنند.
منبع: فارس
12294441
مهمترین اخبار وبگردی











