چگونه تنشهای تنگه هرمز غذای جهان را گران میکند؟/ جهان و سفرهای که در سایه جنگ است

باشگاه خبرنگاران جوان- در شرایط «پساجنگ» و تداوم تنشها، تهدید اصلی نه کمبود آنی غذا، بلکه فروپاشی تدریجی زنجیره تولید و توزیع است. تنگه هرمز تنها گذرگاه انرژی نیست، بلکه شاهراه حیاتی برای نهادههای کشاورزی، کودهای شیمیایی و مواد اولیه است. هرگونه ناامنی در این مسیر، هزینههای انرژی، بیمه و لجستیک را به شکلی تصاعدی افزایش میدهد و نتیجه آن، نه خالیشدن قفسهها، بلکه تورم سنگین و کاهش قدرت خرید خانوارهاست. در این «جنگ زنجیرهای»، آنچه قربانی میشود، تابآوری کشورهای وابسته به واردات است. بنابراین، اقدامات تحریکآمیز در منطقه، فراتر از یک شوک مقطعی، تخریبی سیستماتیک در زیرساختهای تولید و توزیع است.
در دنیای امروز، امنیت غذایی دیگر در انبارها تعریف نمیشود، بلکه محصولی از شبکه درهمتنیده «انرژی، داده و لجستیک» است. ایران برای عبور از این تلاطمها و تضمین سفرههای مردم، ناگزیر است از رویکردهای سنتی فاصله گرفته و به مدیریت «یکپارچه و دادهمحور» روی بیاورد. این گزارش با بررسی ارکان چهارگانه امنیت غذایی و واکاوی پیوند استراتژیک آن با زیرساختهای انرژی و فضایی، به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که ایران چگونه میتواند با عبور از رویکردهای سنتی، تابآوری سفرههای خود را در برابر تلاطمهای منطقهای تضمین کند.
چگونه جنگ، کشاورزی جهان را از درون متلاشی میکند؟
در توضیح همین ابعاد، دکتر افراسیاب راهنما قهفرخی، رئیس دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز تأکید میکند: «امنیت غذایی بدین معناست که همه افراد یک جامعه به صورت پایدار و در هر زمان به غذای کافی، سالم و مغذی دسترسی و از نظر اقتصادی توان تهیه آن را داشته باشند تا از زندگی سالم و فعالی برخوردار شوند». از نگاه او، اهمیت این مسئله در آنجاست که «فقدان دسترسی به غذای سالم و کافی، میتواند جوامع را با چالشهای جدی مواجه کند که در ترسیم سیاستگذاریهای یک کشور مؤثر است».
راهنما قهفرخی با تشریح ارکان امنیت غذایی توضیح میدهد: رکن نخست، فراهمآوری و تولید غذاست؛ یعنی یک جامعه باید علاوه بر تولید برای نیاز جاری، برای شرایط اضطراری نیز از ذخایر مطمئن برخوردار باشد. رکن دوم، دسترسی به غذاست که فقط به عرضه ملی محدود نمیشود و بهگفته او، تنها عرضه غذای کافی در سطح ملی و بینالملل، امنیت غذایی را تضمین نمیکند، بلکه افراد باید توان اقتصادی لازم برای خرید مواد غذایی را نیز داشته باشند. به بیان دیگر، حتی اگر بازار از نظر ظاهری کمبودی نداشته باشد، کاهش درآمد، بیثباتی قیمت، بیکاری و نوسان بازار میتواند امنیت غذایی را از درون تضعیف کند.
او همچنین درباره رکن سوم، یعنی استفاده مناسب از غذا، یادآور میشود: کیفیت غذا، سلامت آب و غذا، تنوع رژیم غذایی و شیوه تغذیه خانوارها، جزء جداییناپذیر امنیت غذایی است و سرانجام پایداری این سه مؤلفه که رکن چهارم را میسازد و تعیین میکند جامعه تا چه اندازه در برابر شوکها مقاوم میماند.
راهنما قهفرخی هشدار میدهد جنگ عملاً بیش از همه، دو رکن تولید و دسترسی را تحت فشار قرار میدهد. به گفته او، جنگهای اخیر در کوتاهمدت و بلندمدت بر کشاورزی و امنیت غذایی اثر میگذارند، زیرا «تخریب زمینهای کشاورزی، زیرساختهای آبیاری و تجهیزات کشاورزی، همچنین کمیاب شدن و افزایش قیمت نهادهها» به طور مستقیم تولید را با مخاطره روبهرو میکند. او بهویژه به اختلال در تولید کودهای شیمیایی و بیثباتی در دسترسی و قیمت این نهاده اشاره میکند و معتقد است این وضعیت میتواند کشاورزی را در فصلهای بعدی هم تحت تأثیر قرار دهد. از نگاه این استاد دانشگاه، محدودیت منابع آبی، تخریب خاک، هدررفت محصولات کشاورزی و کاهش قدرت خرید نیز همزمان با جنگ میتوانند شدت تهدید را بیشتر کنند.
او تصریح میکند: این بیثباتیها اعم از کاهش توان خرید و یا دسترسی به غذا، دو رکن اصلی امنیت غذایی را تحت تأثیر قرار میدهند و در بلندمدت نیز جنگ با تضعیف نظامهای تولید کشاورزی، موجب افزایش وابستگی به واردات و خروج ارز از کشور میشود. از نگاه او، کشورهایی موفقترند که از پیش برای حفظ امنیت غذایی، برنامهریزی مدون و راهبردی داشته باشند و منابع موجود را در افق میانمدت و بلندمدت مدیریت کنند.
تابآوری غذایی ایران در روزهای بحران؛ از هشدار تا آمادگی
اگر این بخش از مسئله به تولید و نهاده مربوط باشد، وجه دیگر بحران به تابآوری تغذیهای و توان جامعه برای عبور از شوکها بازمیگردد. عبدالرضا نوروزی، رئیس دبیرخانه شورای سلامت و امنیت غذایی استان تهران و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، بر همین نکته تأکید میکند و میگوید: تأمین غذا و حفظ وضعیت تغذیهای جامعه یکی از مهمترین الزامات مدیریت بحران است و باید از پیش برای آن برنامهریزی شود. او با اشاره به تجربههای سالهای اخیر، از همهگیری کرونا تا جنگ اوکراین و بحران غزه، یادآور میشود: این رخدادها در سطح جهان زنجیره تولید، توزیع و دسترسی به مواد غذایی را با اختلال جدی روبهرو و امنیت غذایی را به یکی از اصلیترین دغدغههای کشورها تبدیل کردهاند.
به گفته نوروزی، اگرچه ایران در تولید بخش مهمی از نیاز غذایی خود ظرفیت قابلتوجهی دارد، اما این مزیت به معنای مصونیت کامل نیست، زیرا تحولات منطقهای، اختلال در همسایگی، آسیبپذیری مسیرهای تأمین و فشار بر بازار نهادهها میتواند بهطور مستقیم بر وضعیت داخلی اثر بگذارد.
او همچنین هشدار میدهد در برخی جنگها، غذا عملاً به ابزاری برای فشار و تشدید بحران انسانی تبدیل میشود و اختلال در تولید، ذخیرهسازی، حملونقل و توزیع میتواند یک بحران را به فاجعه بدل کند. به گفته او، مدیریت بحران غذایی تنها به تأمین یک قلم کالا خلاصه نمیشود، بلکه باید از مرحله تولید تا ذخیره، انتقال، توزیع، مصرف و مراقبت تغذیهای برای گروههای حساس برنامه داشت.
او تأکید میکند: باید برای گروههای ویژه، عموم مردم و جمعیتهای آسیبدیده «برنامههای آمادگی تغذیهای» تدوین شود و هر خانوار نیز بهتر است برای دستکم سه روز، ذخیره غذایی مناسب در اختیار داشته باشد. از نگاه نوروزی، ایجاد ذخایر غذایی، بانکهای غذا و برنامهریزی ویژه برای تأمین غذای مراکز درمانی و نیروهای امدادی بخشی از الزامات مدیریت بحران است.
از سوخت تا سفره؛ پیوند پنهان امنیت انرژی و امنیت غذایی
یکی دیگر از ابعاد مهم این بحران، پیوند مستقیم امنیت غذایی با امنیت انرژی است؛ پیوندی که سجاد حیدریان، مسئول و راهبر پروژههای سنجش از دور پژوهشگاه فضایی ایران، بر آن تأکید میکند. او جنگ را پدیدهای میداند که آثارش فقط به خسارتهای مستقیم و کوتاهمدت محدود نمیشود و میتواند برای سالها بر زندگی جوامع سایه بیندازد. به گفته حیدریان، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ در کشورهای درگیر، تشدید ناامنی غذایی و افزایش خطر گرسنگی و سوءتغذیه است و تجربههای جهانی نشان دادهاند در جنگهای طولانیمدت، بحران غذا گاهی از خود جنگ نیز ویرانگرتر میشود.
او با یادآوری شاخصهای بینالمللی و وضعیت برخی کشورهای منطقه، تأکید میکند: ناامنی غذایی در خاورمیانه و شمال آفریقا فقط یک مسئله کشاورزی یا تجاری نیست، بلکه مستقیماً به مناسبات جنگ، انرژی، جابهجایی جمعیت و اختلال در دسترسی گره خورده است. حیدریان تصریح میکند: افزایش قیمت انرژی، اختلال در حملونقل و کاهش دسترسی به سوخت، بهطور مستقیم بر تولید، توزیع و قیمت مواد غذایی اثر میگذارد و همین وابستگی، امنیت غذایی و انرژی را به دو حوزه کاملاً درهمتنیده تبدیل میکند.
اهمیت این پیوند زمانی روشنتر میشود که بحران از سطح بنادر و بازارهای عمده به سطح زندگی روزمره مردم منتقل شود. هر اختلال در بازار انرژی، از هزینه تولید در مزرعه و کارخانه تا جابهجایی کالا، سردخانه، بستهبندی، توزیع و قیمت نهایی را تحت تأثیر قرار میدهد. در نتیجه، حتی اگر از نظر اسمی کمبود شدیدی وجود نداشته باشد، هزینه تمامشده غذا بالا میرود و فشار آن مستقیم بر مصرفکننده نهایی وارد میشود. حیدریان بر همین اساس توضیح میدهد: در شرایط بحرانی، جوامع بهتدریج از نیازهای غیرضروری فاصله میگیرند و بر تأمین نیازهای اساسی، بهویژه غذا و انرژی، متمرکز میشوند. از نگاه او، تداوم جنگ و بحران نهفقط میتواند زنجیره تأمین را فرسوده کند، بلکه زمینهساز ناآرامیهای اجتماعی و تشدید آسیبپذیری نیز خواهد بود.
از داده تا سفره؛ نقش زیرساختهای فضایی در تابآوری غذایی
در کنار تولید، توزیع و انرژی، بُعد دیگری نیز وجود دارد که در مدیریت بحران کمتر دیده میشود، اما در عمل نقش پشتیبان تعیینکننده دارد: پایش، داده و زیرساختهای فضایی.
احمد سلیمانی، رئیس گروه توسعه خدمات فضایی پژوهشگاه فضایی ایران نیز بر همین بعد تأکید میکند و میگوید: صنعت فضایی در شرایط جنگی میتواند بهمثابه «چشم بینای کشور» عمل کند. به گفته او، با وجود آسیبهایی که در جنگ اخیر به برخی ساختمانها و مراکز مرتبط وارد شد، خدمات ماهوارهای و سامانههای پایش متوقف نشد و ارائه خدمات مورد نیاز دستگاههای اجرایی بهصورت برخط ادامه یافت. اهمیت این موضوع در آن است که در بحرانهای پیچیده، تصمیمگیری بدون داده دقیق و بهروز، عملاً تصمیمگیری در تاریکی است. کاربرد فناوریهای فضایی در حوزههایی مانند کشاورزی، انرژی، پایش منابع و رصد مسیرهای تأمین، این امکان را فراهم میکند که دولت و نهادهای اجرایی، وضعیت تولید، منابع، جابهجایی کالا و نقاط آسیبپذیر را سریعتر و دقیقتر شناسایی کنند.
سلیمانی همچنین با اشاره به نقش استانهای مرزی و کمتر برخوردار در روزهای بحرانی، توضیح میدهد: برخی از این مناطق در مقاطع حساس به کانونهای راهبردی تأمین و انتقال کالاهای اساسی تبدیل میشوند و استمرار جریان تأمین مواد غذایی و محصولات دامی از این مناطق، نقشی جدی در حفظ ثبات بازار و جلوگیری از کمبود در کلانشهرها دارد. در نهایت، آنچه از این دیدگاهها بدست میآید این است که امنیت غذایی در پساجنگ، یک مسئله صرفاً کشاورزی یا صرفاً اقتصادی نیست، بلکه سامانهای درهمتنیده از تولید، دسترسی، سلامت، انرژی، داده، ذخایر و توزیع است. جنگ میتواند زیرساختها را تخریب و نهادهها را گران کند، قدرت خرید را کاهش دهد و زنجیره تأمین را تضعیف کند. مقابله با این وضعیت، نیازمند نگاه بلندمدت، برنامهریزی میانمدت، تقویت تولید داخلی، ایجاد ذخایر راهبردی، آمادگی خانوارها و استفاده از داده و فناوری برای پایش بحران است. تنها با چنین رویکردی میتوان از تبدیل شوکهای موقت به بحرانهای پایدار جلوگیری کرد.
منبع: روزنامه قدس
12294627
مهمترین اخبار وبگردی











